پندهاى امام صادق علیه سلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٥ - حياى مطلوب و مصاديق آن
خجالت كشيدن به سبب چنين عيوبى خوب نيست و حيا محسوب نمىشود. از سوى ديگر، اگر انسان ابايى نداشته باشد كه ديگران متوجه كارهاى زشتش بشوند، به حسب روايتى كه بيان گرديد، از انسانيت به دور مىافتد؛ زيرا از آن خصلتى كه خداوند در وجودش قرار داده بود تا به زشتىها آلوده نشود، به درستى استفاده نكرده است. حيا، كه عَرَض خاص انسانيت است، موجب مىشود تا انسان به رذايل اخلاقى مبتلا نگردد. از اينرو، بىباكى نسبت به انجام كارهاى زشت و ابا نداشتن از اينكه ديگران متوجه آنها بشوند نيز مذموم است. اگر انسان توانايى اين را دارد كه عيوب خود را رفع كند، حتماً بايد به چنين كارى اقدام نمايد. براى مثال، جاهل بودن عيب است و انسان براى رفع آن بايد تحصيل علم كند، اما برخى افراد به جاى اينكه با تحصيل علم، به رفع جهلشان مبادرت ورزند، سعى در پنهان نمودن آن مىنمايند؛ مانند دانشآموز و يا دانشجويى كه هيچ وقت از معلم و يا استاد خود سؤال نمىكند تا معلوم نشود كه او مسألهاى را نمىداند! اين كار عاقلانهاى نيست؛ چرا كه موجب مىشود تا انسان از بسيارى علوم و فضايل محروم گردد. در مورد مسايل شرعى نيز همينطور است. بسيارى از نوجوانانى كه تازه به سن تكليف رسيدهاند، درباره وظايف و تكاليف دينيشان سؤالاتى دارند، اما از اينكه آنها را مطرح كنند خجالت مىكشند.
بنابراين افراط و تفريط در خجالت كشيدن مذموم است. حياى مطلوب آن است كه انسان را از ارتكاب كار زشت باز دارد و در واقع حالتى متوسط و معتدل بين كمرويى، و دريدگى و بىشرمى است.
اما اين كه چه كارى زشت است، معمولا تحت تأثير نظام ارزشى يك جامعه است. ما مسلمانها بايد ببينيم آموزههاى دينى و اسلامى چه چيزهايى را زشت دانسته و انجام آنها را گناه تلقى كرده تا مرتكب آنها نشويم. اگر مرتكب گناه شديم، بايد خجالت بكشيم. ما نبايد از انجام كارى كه به ظاهر خلاف عرف است، اما خدا آن را مىپسندد خجالت بكشيم. متأسفانه بسيارى از مردم كه از حضور خدا غافلند، عكس اين حالت را دارند؛ يعنى از كارى كه نزد خداوند زشت و گناه است ـ نعوذ بالله ـ ابايى ندارند، ولى از انجام كارى كه مردم آن را نمىپسندند در حالى كه خدا آن را دوست دارد، خجالت مىكشند! آنان بسيارى از اوقات فراموش مىكنند كه خدا ناظر اعمالشان است، و لذا گناهانى را مرتكب مىشوند كه اگر همانها را نزد مردم انجام دهند، موجب خجالتشان مىشود. البته همين كه گناه كردن جلوى ديگران،