پندهاى امام صادق علیه سلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٨ - تفاوت حيا با خجالت
اگر در موقعيتى قرار بگيرد كه مجبور به سخن گفتن باشد، چون به درستى نمىتواند حرفش را بزند، خجالت مىكشد.
اما به دست آوردن هر نوع توانايى نياز به تمرين و ممارست فراوان دارد. در اين مثال اگر انسان به خودش تلقين كند كه من توانايى سخن گفتن در جمع را دارم و عملا نيز از عبارتهاى ساده شروع كند و تمرينهايى روى آن انجام دهد، اين توانايى را پيدا مىكند كه حتى عبارتهاى پيچيدهتر و طولانىترى نيز بيان كند، بدون اينكه خجالت بكشد. اين نوع خجالت كشيدن بد است؛ زيرا انسان را از تكامل باز مىدارد. دانشآموز و يا دانشجويى كه سؤال نمىپرسد، طبعاً جوابش را هم نمىشنود و از اينرو، رشد و تكاملى هم پيدا نمىكند و اگر احياناً بخواهد در جمعى سخنرانى كند، توانايى اين كار را ندارد.
دليل اين نوع خجالت كشيدن اين است كه انسان از يك سو، ضعف موهومى را براى خودش فرض كرده و از سوى ديگر، اين قضاوت نادرست و خود كمبينى منشأ اين شده كه خود را داراى نقص ببيند و لذا آن را از ديد ديگران مخفى نگه دارد. همچنين گاهى انسان ندانستههاى خود را از ديگران نمىپرسد تا مبادا جهل وى بر ايشان آشكار گردد؛ مثل دانشآموزى كه در كلاس درس، اشكالات خود را از معلم نمىپرسد به اين دليل كه فكر مىكند با اين كار به جهل خود اعتراف كرده است و ديگران نسبت به نقص وى آگاهى پيدا مىكنند. از اين بدتر، هنگامى است كه ـ مثلا ـ از شخصى روحانى سؤالى پرسيده شود كه پاسخ آن را نمىداند، اما از اينكه به صراحت بگويد: «نمىدانم»، خجالت مىكشد. اين نوع خجالت كشيدن بسيار بد است. درست است كه اگر به جهل خود اعتراف كند ديگران متوجه نقصى در او مىشوند، اما آيا بايد براى آن كه ديگران متوجه جهل او نشوند، پاسخ اشتباه بدهد و مردم را گمراه كند؟ اين كار موجب مىشود تا انسان به عيب بالاترى مبتلا گردد. هرچند ندانستن و جهل، كمبود و نقص است و انسان نمىخواهد ديگران ـ به ويژه كسانى كه از وى توقع دارند نسبت به آن مسايل جهل نداشته باشد ـ از اين قضيه با خبر باشند، اما اگر در جايى كه بايد به جهل خود اقرار كند، از اين كار امتناع ورزد و با دادن پاسخ اشتباه، ديگران را به گناه بيندازد، در گناه آنان شريك خواهد بود.
در روايات بسيارى بر اين مطلب تأكيد شده كه انسان نبايد درباره مسايلى كه نسبت به آنها آگاهى ندارد، نظر بدهد. يكى از سفارشهايى كه امام صادق(عليه السلام)فرمودهاند اين است كه اگر از