پندهاى امام صادق علیه سلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٦ - چراغ عقل، عامل نجات انسان
خير دعوت مىنمايد. ما همواره بايد عقل خودمان را پيشوا قرار دهيم و به مانند فرزندى كه از پدر پيروى مىكند، دستمان را در دست او بگذاريم تا از خطرها رهايى يابيم. از آن طرف، نفس را كه مانع از رسيدن ما به ارزشهاى متعالى و كمالات انسانى و الهى است، به مثابه دشمنى تصور نماييم كه بايد با او پيكار كنيم: وَ اجْعَلْ عَقْلَكَ والِداً تَتَّبِعُهُ وَ اجْعَلْ نَفْسُكَ عَدُوّاً تُجاهِدُهُ.
تمايلات نفسانى به هر حال موجد لذتهايى براى انسان است، اما انسان بايد توجه كند كه اين لذتها بسيار زودگذر، بىدوام و بىارزش هستند. ارزش لذتهاى دنيوى با خوابهاى شيرين و لذتبخش تفاوت چندانى ندارد؛ همانطور كه از خواب چيزى عايد انسان نمىشود، بهترين و عميقترين لذتهاى دنيا نيز بسيار گذرا هستند و پس از مدتى اثرى از آنها باقى نخواهد ماند. اما لذتهاى اخروى و معنوى اينگونه نيستند و براى هميشه ماندگارند؛ رابطه با خدا زوالناپذير است: ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللّهِ باق؛[١] آنچه نزد شما است نابود خواهد شد و آنچه نزد خدا است[ تا ابد] باقى است.
اگر ما طورى رفتار نماييم كه دستآورد آن ارتباط بيشتر با خدا باشد، اين ارتباط فانىشدنى نيست. انس با خدا، معرفت خدا و اولياى الهى چيزهايى است كه هميشه ماندنى و لذتآفرين خواهد بود، اما آنچه مربوط به هوسهاى مادى و زودگذر دنيا است، هر چند ما آنها را واقعيت بپنداريم، روزى در عالمى ديگر ـ كه حقايق بر ما روشن مىشود ـ خواهيم ديد كه خواب و خيالى بيش نبوده است. قرآن كريم از زبان انسانهايى كه به فكر آخرت خود نبودهاند و در روز قيامت زبان به سخن مىگشايند، مىفرمايد:
يَقُولُ يا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَياتِي؛[٢] و [با حسرت] گويد اى كاش در دنيا براى زندگانى [ابدى]ام [چيزى] پيش فرستاده بودم.
آنجا است كه انسان مىفهمد آنچه را مرگ مىپنداشت، عين زندگى بوده است، و زندگى دنيا در واقع مرگ و بازيچه و سرگرمى: وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ؛[٣] اين زندگانى چند روزه دنيا فسوس و بازيچهاى بيش نيست و زندگانى اگر مردم بدانند به حقيقت دار آخرت است.
[١] نحل (١٦)، ٦٩. [٢] فجر (٨٩)، ٢٤. [٣] عنكبوت (٢٩)، ٦٤.