پندهاى امام صادق علیه سلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٩ - « شاد بودن» مطلوب فطرى انسان
در دنيا شاد باشد، و اين شادىها از راههاى مختلفى پيدا مىشود. گاهى يك شادى، غمهاى طولانى را در پى دارد، مانند شادىهايى كه از يك گناه موقتى پيدا مىشود. هر چند انسان ممكن است با انجام يك گناه به طور موقت شاد شود، اما گرفتارىهاى بعدى را به دنبال خواهد داشت. كسانى هم كه از راههاى غيرمشروع مانند استعمال مواد مخدر، مسكرات و... خود را شاد مىكنند، شادى آنان موقتى است و پس از آن، ساعتها بلكه عمرى را بدبخت خواهند شد. اين نوع شادى، مطلوبيتى ندارد و عقل هم هيچ وقت چنين شاديى را تجويز نمىكند كه انسان لحظهاى از مواد مخدر استفاده كند، شادى كاذبى پيدا كند و بعد عمرى معتاد شده، خود، خانواده و جامعهاش را بدبخت كند.
طبق نظام ارزشى اسلام، مطلوبيت واقعى هر چيزى زمانى است كه در مسير مطلوبيت نهايى و سعادت ابدى انسان باشد. اگر شادىهاى دنيايى انسان در راستاى كمك به شادى آخرت او باشد، بسيار پسنديده و مطلوب است. آيا اساساً چنين شادىهايى وجود دارد؟ پاسخ مثبت است. انسانى كه افسردگى مطلق داشته باشد، به دنبال هيچ كارى نمىرود، عبادت هم نمىكند. چنين كسى نه كار دنيا را مىتواند درست انجام دهد نه كار آخرت را. كسى كه نشاط ندارد، تنها مىخواهد گوشهاى بنشيند، نه حرفى بزند، نه حرفى بشنود و نه كارى انجام دهد. چنين فردى نه به درد دنيا و آخرت خودش مىخورد و نه دنيا و آخرت ديگران. حُزن و اندوهى كه انسان را از كار و زندگى باز دارد و باعث شود كه فرد نه به كار دنيا برسد و نه به كار آخرت، در واقع نوعى بيمارى است و هيچگونه مطلوبيتى ندارد. اين كار حتى ممكن است به كفر نيز منتهى شود. گاهى هم موجب مىشود كسانى كه ايمان ندارند يا داراى ايمانى ضعيف هستند، دست به خودكشى بزنند. چنين حُزنهايى هيچ وقت مطلوب نيست. برعكس، آن حالت نشاطى كه انسان را وادار كند به اينكه هم كارهاى دنيايى و هم كارهاى آخرتى خود را درست انجام دهد، مثلا موجب شود كه درسش را بهتر بخواند و عبادتش را بهتر انجام دهد، امرى مطلوب است. از اين روى، استفاده از وسيلهاى كه سعادت اخروى انسان را به دنبال داشته باشد مطلوب خواهد بود.
بنابراين مىتوان گفت، اينطور نيست كه هر سرور و فرحى در دنيا مطلوب است، به خصوص اگر حالت افراطى پيدا كند. در قرآن غالباً از فرح مربوط به دنيا با لحنى نكوهشآميز ياد شده است؛ مانند: إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ؛[١] او [انسان] شادمان و فخرفروش است. يا: لا تَفْرَحْ إِنَّ اللّهَ لا
[١] هود (١١)، ١٠.