پندهاى امام صادق علیه سلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨١ - برخى نشانه هاى ايمان و مؤمن واقعى
اعتنا نمىكند، خواه ديگران براى او ارزشى قايل بشوند يا نشوند. او سر و كارش با خداى جهان است. ديگران چه كارهاند كه بر آنها اعتماد كند؟ و على ربِّهم يَتوكّلونَ؛ تقديم جار و مجرور در اين آيه، دلالت بر حصر دارد؛ يعنى فقط بر خدا توكّل مىكنند.
اينها سه نشانه از نشانههاى قلبى و باطنى مؤمنان است. در آيه بعد، دو نشانه عملى و ظاهرى نيز ذكر كرده است: اقامه نماز و انفاق؛ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ.[١]در پايان هم مىفرمايد: اولئك هم المؤمنون حقّاً؛[٢] آنان هستند كه حقاً مؤمنند.
امام صادق(عليه السلام) نيز در اين روايت مىفرمايند، مؤمنان كسانى هستند كه: إذا ذَكَرُوا اللَّهَ و نَعْمائَهُ وَجَلوا. «وَجَل» يعنى: لرزش دل. مؤمنان كسانىاند كه وقتى ياد خدا مىشود دلشان به لرزه مىافتد. خداوند در وصف قرآن فرموده است: كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ؛[٣] خاصيت قرآن اين است كه وقتى تلاوت مىشود كسانى كه ايمان دارند وقتى آن را مىشنوند مو بر اندامشان راست مىشود. ثُمَّ تَلينُ جُلودُهُمْ و قُلُوبُهُمْ الىِ ذِكْرِ اللّهِ؛ ابتدا آن حالت را پيدا مىكنند، اما سپس انس مىگيرند و پوستشان دوباره نرم مىشود و به حالت اوليه باز مىگردد. «وَجَل» هم حالتى شبيه همين است كه در مؤمنان وقتى به ياد خدا مىافتند پيدا مىشود؛ مثل اينكه در مجلسى شخص بزرگى حضور دارد ولى شما غافل بودهايد و دفعتاً متوجه مىشويد. اينجا ابتدا كمى مضطرب و نگران مىشويد. ما معمولا از خدا غافليم و توجه نداريم كه خدا هميشه و همهجا حضور دارد. انسان مؤمن وقتى از اين غفلت در مىآيد و به طريقى به يكباره به ياد خدا مىافتد، تكانى مىخورد و خوفى در او پيدا مىشود. اين همان حالت «وَجَل» قلبها است.
اين در صورتى است كه باور داشته باشيم چنين كسى هست و چنين عظمتى دارد. اگر ما چنين احساسى را در خود نمىيابيم، بايد بدانيم ايمانمان ضعيف است. خداوند وقتى اين اوصاف را ذكر مىكند، مىفرمايد: اُولئكَ هُم المُؤمنونَ حقّاً؛ اينان مؤمنان واقعىاند. ايمانى كه هيچ اثرى در دل و عمل انسان نداشته باشد، ايمان نيست. امام صادق(عليه السلام) هم به ابن جندب مىفرمايند: «اِنَّما المُؤمنونَ الَّذينَ يَخافونَ اللّهَ»؛ مؤمنان كسانىاند كه خوف الهى در دل دارند. اين نكتهاى لطيف است كه ما از آن غفلت داريم. خوف ما از خدا، معمولا به دليل اعمال بدمان
[١] انفال (٨)، ٣. [٢] زمر (٢٩)، ٢٣. [٣] زمر (٣٩)، ٢٣.