پندهاى امام صادق علیه سلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٦ - تفاوت اسلام و ايمان ظاهرى و واقعى
صدر اسلام هم مىدانستند، اعتقاد به معاد است كه در سورههاى اول قرآن نيز درباره آن سخن به ميان آمده است. چهطور ممكن است كسى بگويد من مسلمانم و رسالت پيامبر(صلى الله عليه وآله) را قبول دارم، اما نداند كه ادعاى ايشان آن است كه معادى در كار است و اين جزو رسالت آن حضرت مىباشد؟ البته اسلام ظاهرى با كفر باطنى كه موجب عذاب ابدى است جمع مىشود. از اينرو، همانگونه كه ذكر شد، ممكن است كسى تا آخر عمر جزو مسلمانها باشد، مردم هم تصور كنند كه مسلمانى صالح و متعهد است، ولى در واقع، ذرّهاى ايمان در دلش نباشد: لَمّا يَدخُلِ الايمانُ في قلوبِكُم. اين همان «اسلام ظاهرى» است كه فقط موجب مىشود در اين دنيا فرد را مشمول قوانين و حقوق اسلامى بدانيم. البته فعلا بحث ما در اين نيست كه از حيث ظاهر، چه كسى را بايد مسلمان حساب كنيم و احكام ظاهرى اسلام را برايش ثابت نماييم. اين مسأله مربوط به فقها است كه چه حقوقى در اجتماع براى اين افراد ثابت مىشود يا از آنها سلب مىگردد.
نكته ديگر اينكه، اسلام مراتب ديگرى هم دارد كه حتى انبيا(عليهم السلام) از خداوند مىخواستند به آن نايل شوند. حضرت ابراهيم و حضرت اسماعيل(عليهما السلام)وقتى كعبه را بنا مىكردند يكى از دعاهاشان اين بود: رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ؛[١] خدايا! ما را مسلمان قرار بده. اين نشان دهنده مراتب عالىترى از اسلام است و آن، تسليم بودن مطلق در برابر خدا است.
همچنين تأكيد مىكنيم كه گرايش مرجئه هم صحيح نيست كه ايمان را مطلقاً موجب نجات مىدانستند و مىگفتند كسى كه مؤمن بميرد، هيچ عذابى نخواهد شد. ممكن است كسى مؤمن هم از دنيا برود ـ يعنى ايمان واقعى داشته باشد ـ اما به دليل گناهان زيادى كه مرتكب شده، در مراحل مختلف عذابهايى براى او در نظر گرفته شود.
روايات متعددى در اينباره وجود دارد كه مؤمن وقتى از دنيا مىرود، اگر از گناهانش توبه نكرده باشد و گناهانش بخشيده نشده باشد، ملكالموت جانش را سخت مىگيرد. اين سختى موجب مىگردد گناهانش پاك شود. اگر پاك شد، در برزخ راحت است. اما اگر گناهانش بيش از آن بود كه با سختى جان دادن پاك شود، شب اول قبر بر او سخت مىگذرد. در روايات، براى اين شب، عذابهايى ذكر شده است. اگر در اين مرحله پاك شد، چه بهتر، وگرنه اين عذابها در عالم برزخ ادامه دارد تا زمانى كه جانش پاك شود. اگر مؤمنى در طول عالم برزخ،
[١] بقره (٢)، ١٢٨.