پندهاى امام صادق علیه سلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٣ - ايمان ظاهرى و ايمان واقعى
واژه «ايمان» را فقط در مورد ايمان واقعى، كه موجب سعادت اخروى است به كار ببريم؛ همانگونه كه خداوند در قرآن مىفرمايد: قالَتِ الاَْعْرابُ آمَنّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ.[١] «اسلام» همين اظهار لفظ و انجام اعمال ظاهرى و تظاهر بيرونى است، اما «ايمان» مربوط به درون و قلب است؛ لَمّا يَدخلِ الايمانُ في «قلوبكم».» اگر كسى به توحيد، نبوّت، معاد و حقايق اسلام باور داشته باشد، ممكن نيست اين باور هيچ اثرى در بيرون و ظاهر او نداشته باشد. اگر انسان چيزى را باور كرد دست كم، بعضى از لوازمش در او ظاهر مىشود.
البته در مواردى ممكن است كسى واقعاً مؤمن باشد اما تا آخر عمر، ايمانش را ظاهر نكند و تقيّه نمايد؛ مثل مؤمن آل فرعون يا حضرت ابوطالب(عليه السلام) كه ايمانشان را اظهار نمىكردند. در روايات آمده است كه حضرت ابوطالب(عليه السلام) حكم مؤمن آل فرعون را داشته است. اين مسأله باعث اشتباه امر بر مسلمانان شده و تا امروز هم بيشتر مسلمانان (اهل تسنّن) معتقدند كه حضرت ابوطالب(عليه السلام)ايمان نياورد، در صورتى كه به اعتقاد شيعه، ايشان از همان ابتدا كه پيغمبر(صلى الله عليه وآله) مبعوث شدند، ايمان داشت، ولى كتمان مىكرد تا بتواند در مقابل كفار از آن حضرت حمايت كند.
در قرآن هم نمونه روشن اين مسأله مؤمن آل فرعون است كه تصريح مىكند: «يَكْتُمُ إِيمانَه[٢]يا در جاى ديگر مىفرمايد: اِلاّ مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ.»[٣] ممكن است كسى وادار به اظهار كفر شود؛ تهديدش كنند كه اگر مثلا ـ العياذ باللّه ـ سبّ پيامبر اكرم يا ائمّه اطهار(عليهم السلام)نكنى تو را مىكشيم، يا او را تهديد كنند كه اگر به كعبه معظّمه توهين نكنى خونت را مىريزيم، او هم مجبور باشد براى حفظ جانش، در ظاهر تبرّى كند، ولى در باطن، چنين اعتقادى نداشته باشد؛ إِلاّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً.[٤] تقيّه در چنين مواردى واجب است و به ايمان ضرر نمىزند. از اينرو ممكن است كسى مثل مؤمن آل فرعون يا حضرت ابوطالب عمرى را با تقيّه بگذراند و مردم نفهمند كه او ايمان دارد. اين بدان سبب است كه ايمان اصالتاً سر و كارش با قلب و باطن انسان است.
[١] حجرات (٩)، ١٤. [٢] غافر (٤٠)، ٢٨. [٣] نحل (٦)، ١٠٦. [٤] آل عمران (٣)، ٢٨.