پندهاى امام صادق علیه سلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٧ - غبطه ممدوح نسبت به مال دنيا
وقتى قارون از اطاعت حضرت موسى(عليه السلام) سرپيچى كرد و با عذاب خداوند، خود و تمام دارايىاش در زمين فرو رفتند، آنها كه آرزو مىكردند كه دارايى او را داشته باشند، به خود آمدند و گفتند: عجب اشتباهى كرده بوديم، اگر ما هم اموالى مثل او داشتيم امروز به همين وضع مبتلا مىگشتيم؛ گويى خدا بر هر كه بخواهد رزقش را گشاده مىگرداند و گويى خدا كافران را سعادتمند نمىكند: وَ اَصبحَ الّذينِ تَمنَّوا مكانَه بالأمسِ يَقولونَ ويكأنّ اللَّه يَبسطُ الرّزَقَ لِمن يشاءُ مِن عبادهِ و يَقدِرُ لَولا اَن مَنَّ اللّهُ علينا لخَسفَ بِنا وَيكأنّه لا يُفلحُ الكافرونَ.[١]
قرآن مجيد اينگونه داستانها را براى اين نقل مىكند كه ما تأمّل كنيم و بفهميم نعمتهايى را كه خدا در اختيار ديگران قرار مىدهد چنان ارزش ندارد كه بخواهيم به آنها خيره شويم و دل ببنديم. بله، اگر انسان از راه صحيح مالى به دست آورد و در راه خدا هم مصرف كند خوب است، اما خود مال ارزش دل بستن ندارد، بلكه صرفاً يك وسيله آزمايش است، يك برگ امتحان است و ارزش آن بستگى به اين دارد كه در آن چه پاسخى بنويسيم. پس «خوشا به حال بندهاى كه نسبت به گنهكاران غبطه نخورد براى آنچه از نعمتها و زيورهاى دنيا به ايشان داده شده است! خوشا به حال بندهاى كه آخرت را برگزيد و در راه آن كوشش نمود! خوشا به حال آن كه آرزوهاى دروغين و آرزوهاى غير واقعى فريبش نداد!»
[١] قصص (٢٨)، ٨٢.