پندهاى امام صادق علیه سلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٧ - درس بيست و هشتم
دوم، بايد در دلش محبتى نسبت به اين آفريدگار و ولىنعمت پيدا شود. اگر اين شناخت و اين محبت در وجود انسان شكل گرفت، آنگاه زمينه لازم براى ارتباط انسان با خدا كه هدف دين است، فراهم مىگردد.
اما نكته مهم اين است كه اين حد از شناخت و عاطفه، براى آن كه انسان زندگىاش را بر اساس پرستش صحيح خدا و صراط مستقيم بنا كند كافى نيست. در طول تاريخ بسيار بودهاند كسانى كه هم خدا را شناخته بودهاند و هم محبت او در دلشان بوده است، اما افكار و عقايد و راه و رسم انحرافى و باطل داشتهاند. به تصريح قرآن كريم، حتى بتپرستها نيز به خدا توجه داشتهاند و خواهان تقرب به خداوند بودهاند:
ما نَعْبُدُهُمْ إِلاّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللّهِ زُلْفى؛[١] ما آنها را جز براى اينكه ما را هرچه بيشتر به خدا نزديك گردانند، نمىپرستيم.
همچنين از زبان مشركان چنين نقل مىكند: هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللّهِ؛[٢] اينها [بتها] شفيعان ما نزد خداوند هستند.
بنابراين صرف اينكه انسان خدا را بشناسد و علاقه و محبتى از او در دل داشته باشد و بخواهد خود را به او نزديك كند، براى قرار گرفتن در راه راست و رسيدن به سعادت كافى نيست و لازم است راه اين نزديكى و تقرب را نيز بدانيم. از همينجا است كه بعد از مسأله «توحيد» مسأله «نبوت» مطرح مىشود. خداوند پيامبران را فرستاده تا از طريق آنان راه صحيح تقرب به خودش را به بشر نشان دهد.
اما با آمدن انبيا به تنهايى باز هم مسأله هدايت تمام نمىشود. ما مىبينيم كسانى كه مدعى پيروى از انبيا هستند؛ مذاهب، فرقهها، مرام و مسلكهاى مختلفى دارند. در اسلام، هفتاد و دو ملت با آرا و عقايد و راه و رسمهاى مختلف و گاه متضاد و متناقض داريم كه همگى ادعاى مسلمانى و پيروى از نبى خاتم را دارند. بنابراين براى اتمام كار هدايت، تكملهاى لازم است و از همين رو است كه خداوند پس از هر پيامبرى، اوصيا و جانشينانى براى او قرار داده تا ملجأ و مرجع مردم پس از آن پيامبر باشند. در اسلام نيز خداى متعال براى پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)جانشينانى قرار داده كه گفتار و رفتار آنان راهنما و سرمشق مسلمانان پس از آن حضرت
[١] زمر (٣٩)، ٣. [٢] يونس (١٠)، ١٨.