پندهاى امام صادق علیه سلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠١ - مطلوب ترين حيا
چگونه ممكن است انسان در حضور خدايى كه عظمتش بىنهايت است و احتياج انسان به او نيز بىنهايت، كارى انجام دهد كه خدا آن را نهى كرده و خجالت هم نكشد؟! پس بهترين حيا، حياى از خدا است و سپس حياى از فرشتگان خدا. همه ما معتقديم كه دو فرشته ناظر اعمال ما هستند و در خلوت و جلوت به ثبت اعمال ما مشغولند. حالْ چگونه ممكن است با علم به حضور آنها كارى انجام دهيم كه زشت و ناپسند است و شرم نكنيم؟
البته بايد توجه داشت كه برخى كارها در عرف، آن هم به دليل نوع روابطى كه بين انسانها وجود دارد، زشت تلقّى مىشوند، اما در واقع، زشت نيستند. براى مثال، اگر انسان با لباس زير در اجتماع حاضر شود؛ چون در عرف جامعه كار زشتى انجام داده است، بايد خجالت بكشد. اما لزومى ندارد در جايى كه ديگران نيستند ـ مثلا در خانه ـ انسان به اين دليل كه خدا ناظر اعمال وى است، خود را به زحمت بيندازد و از انجام كارهايى نظير استحمام، كه لازمه آن برهنه شدن است، خجالت بكشد. اگر فرد ديگرى انسان را در آن حالت ببيند زشت است، اما اگر خدا در آن حال انسان را ببيند، زشتى ندارد؛ چرا كه خدا مىتواند در همه حالات بدن انسان را ببيند، چه پوشيده باشد و چه برهنه. او بر همه چيز ما احاطه دارد؛ بر باطن ما، بر قلب ما و حتى بر خطورات ذهنى ما. اينجا، خجالت كشيدن از خدا معنا ندارد. در جايى بايد از خدا خجالت كشيد كه خداوند كارى را نهى كرده و آن را زشت دانسته است. انجام دادن كارى كه خدا بدان امر فرموده است. خجالت ندارد. بسيارى از امور هستند كه اگر در حضور ديگران انجام شوند زشت است، اما اگر خدا ببيند زشتى ندارد. در روايتى آمده است كه حضرت موسى(عليه السلام) به خدا عرض كرد: خدايا! من در بعضى از حالات خجالت مىكشم به تو توجه كنم و ياد تو را در دل خود زنده كنم، خداوند به وى فرمود: به ياد من بودن و توجه به من در هيچ حالى زشت نيست: يا موسى اِنَّ ذِكْرى حَسَنٌ عَلى كُلِّ حال.[١]
در بعضى از حالات، كه شايد به گمان انسان از زشتترين حالات باشند، مستحب است كه انسان با ياد خدا كار خود را انجام دهد. ياد خدا در هيچ كارى زشت نيست، خصوصاً با توجه به اينكه ما نمىتوانيم هيچ چيز را از خدا مخفى كنيم. ما زمانى بايد از كسى خجالت بكشيم كه كارى را انجام دهيم كه در نظر آن فرد زشت تلقى مىشود. همچنين ممكن است كارى نسبت به شخصى زشت باشد، اما نسبت به شخصى ديگر نه. مثلا، رابطهاى كه همسر با
[١] بحارالانوار، ج ١٣، باب ١١، روايت ٢١.