پندهاى امام صادق علیه سلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٢ - حيا، لباس اسلام
كشيدن مساوى مىگيرند. بر اين اساس، چنين نتيجهگيرى مىكنند كه چون خجالت كشيدن موجب سلب اعتماد به نفس مىگردد و افراد خجالتى معمولا موفقيتى در اجتماع ندارند، پس نبايد زياد روى مسأله حيا تأكيد كرد! اين سوء برداشت از آنجا ناشى مىشود كه مفهوم حيايى كه مورد تأكيد نظام ارزشى اسلام مىباشد، به درستى تبيين نگرديده است. چطور ممكن است كه حيا با آن ارزش بالايى كه دارد آن قدر تنزل پيدا كند كه با كمرويىها و خجالت كشيدنهاى بىجا مساوى تلقى شود؟! براى اينكه مطلب روشن شود، بايد دقتى در خود اين مفهوم داشته باشيم؛ يعنى صرفنظر از جنبه اخلاقى، آن را به عنوان يك پديده روانشناختى مورد مطالعه قرار دهيم.
«حيا» در روانشناسى به عنوان يكى از انفعالات روانى معرفى مىشود. يكى از ويژگىهاى كلى حالات روانى اين است كه با هيچ تعريف خاصى نمىتوان آنها را به كسى كه فاقد آنها است، شناساند. براى مثال، شما نمىتوانيد به كسى كه هنوز برايش حالت تعجب پيش نيامده، بفهمانيد تعجب به چه معنا است. مفهوم عشق نيز از همين مقوله است؛ يعنى تا انسان مزه آن را نچشيده باشد، نمىتواند حقيقت آن را درك كند. بنابراين، با صرف تعريف از اينگونه مفاهيم، نمىتوان به حقيقت آن حالات روحى پى برد. حيا هم چنين خصوصيتى دارد، منتها چون براى همه انسانها كمابيش اين حالت پيش مىآيد، مىتوانند آن را درك كنند.
در روايتى، مُفَضَّل بن عمر از امام صادق(عليه السلام) نقل مىكند كه آن حضرت مىفرمايند: آن خصلتى كه خداوند ويژه انسانها قرار داده و حيوانات از آن محرومند، حيا است.
بركات بسيارى بر حيا مترتب است. بسيارى از مردم هستند كه اگر اين خصلت را نداشته باشند، به هيچ اصل اخلاقى پاىبند نمىشوند؛ به تعهدات خود عمل نمىكنند، امانتها را به صاحبانشان برنمىگردانند، دروغ مىگويند و به تدريج به همه صفات پست آلوده مىشوند. آنچه موجب مىشود مردم از بسيارى رذايل اخلاقى مصون بمانند، حيا است.
در مورد منشأ به وجود آمدن حيا در انسان بايد بگوييم دو چيز منشأ آن مىشود: يكى تمايل انسان به بىعيب و نقص بودن، و يكى هم علاقه به پوشاندن عيوب احتمالى خود از ديگران. انسان هنگامى از چيزى خجالت مىكشد كه بداند عيبى از او ظاهر شده و ديگرى نسبت به آن آگاهى پيدا كرده است.
اگر از انسان رفتار زشتى سر بزند كه ديگران بفهمند؛ يعنى عيب زشتى كه در وجودش