پندهاى امام صادق علیه سلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٩ - نقش نيّت در عبادات
نمىتوانند اين مطلب را بپذيرند كه خدمات فراوان يك شخص به مردم و جامعه، به صرف اينكه انگيزه الهى در كار نبوده است، هيچ و پوچ انگاشته شود. اما از نظر آموزههاى دينى اگر فردى براى كسب محبوبيت در اجتماع، خدمتى انجام دهد؛ مثلا براى پيروزى در انتخابات وكسبرأى بيشتر،مبالغهنگفتىراصرف امور عامالمنفعه نمايد و مردم نيز به اين واسطه به او رأى بدهند، در واقع، پاداش خود را دريافت نموده و طلبى از خدا نخواهد داشت.
در نظام ارزشى اسلام، چيزى داراى ارزش است كه اثر خوبى در روح انسان برجاى بگذارد. ظهور اين حالت در آخرت به صورت نعمتهاى بهشتى و يا ساير نعمتهاى اخروى خواهد بود. به عبارت ديگر، رابطه بين انسان و خدا و يا رابطه انسان با نعمتهاى بهشتى، همان اثرى است كه در روح انسان باقى مىماند. بهشت و نعمتهاى آن، در حقيقت نتيجه اعمالى است كه انسان در دنيا انجام داده است. پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) فرمودند: وقتى شما جمله «سبحان اللّه و الحمدللّه و لا اله الا اللّه و اللّه اكبر» را بر زبان جارى مىسازيد، در واقع، با اين كار درختى را براى خود در بهشت مىكاريد[١] و يا كسانى كه مبادرت به خوردن مال يتيم مىكنند، در واقع آتش تناول مىكنند: إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً.[٢]
بنابراين آنچه به عمل ما ارزش مىبخشد و آن را به خدا و عالم آخرت مرتبط مىسازد، نيّت قلبى ما است. كوچكى، بزرگى و ظاهر اعمال، نشاندهنده بىارزشى و يا ارزش آنها نيست؛ به بيان ديگر، ارزش كارها به كميّت آنها نيست. در ظاهر قضيه، هيچ تفاوتى، مثلا، بين خرج كردن پول در راه حلال و مصرف آن در راه حرام وجود ندارد، آنچه كه موجب جدايى آنها از يكديگر مىشود، نيّت انسان است. انگيزه و نيت است كه ارزش اعمال انسان را مشخص مىكند.
نكته ديگر اينكه، عبادات از لحاظ ميزان نفوذ و تأثير انگيزههاى غير الهى در آنها در يك حد نيستند و ميان آنها تفاوت وجود دارد. براى مثال، شخصى كه براى خودنمايى نماز مىخواند، فقط ممكن است مورد تشويق افراد مؤمن و نمازخوان قرار گيرد و كسانى كه به نماز اهميت نمىدهند به كار او توجهى نمىكنند. اما در امور عامالمنفعه مثل، ساختن مدرسه و بيمارستان و مانند آنها، هم مسلمان و هم غير مسلمان، هم نمازخوان و هم غير نمازخوان از آن
[١] ر.ك: بحارالانوار، ج ٢٢، باب ٣٧، روايت ٩٠. [٢] نساء (٤)، ١٠.