پندهاى امام صادق علیه سلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٩ - ياد مرگ و ذخيره براى آخرت
رغبت نمىكند به آنها نگاه كند. حالا تصور كنيد اگر در دست چنين فردى با آن قيافه وحشتناك ـ كه انسان حتى رغبت نمىكند يك شاخه گل هم از او بگيرد ـ استخوان پوسيده خوك مردهاى ـ كه زنده آن هم زشت و پليد است و گوشتش نيز حرام و نجس ـ باشد، آيا انسان رغبت مىكند براى گرفتن آن به سراغ او برود؟ دنيا بايد در نظر مؤمن اينگونه باشد؛ يعنى بايد آنقدر معرفت داشته باشد كه بداند دلبستگى به دنيا او را از هدفش دور مىكند. البته اين سخن بدين معنا نيست كه انسان از فعاليتها و انجام وظايف فردى و اجتماعى كه در دنيا دارد صرف نظر كند. انجام تكليف بحثى ديگر است، بحث در نوع بينش و نگرش انسان نسبت به دنيا است. گاهى بر انسان واجب مىشود كه استخوان خوكى را هم بردارد، اما سخن در اين است كه انسان بايد دنيا را در مقام مقايسه با آخرت، مقامات معنوى و قرب خدا چگونه ببيند. براى اينكه زيبايىهاى دنيا و به طور كلى غرايز ما موجب بىتوجهى به آخرت و مقامات معنوى نگردد، هميشه بايد به ياد مرگ باشيم. ياد مرگ ارزش دنيا را در نظر انسان كم مىكند و او را از فريبهاى شيطانى و زرق و برقهاى دنيا محفوظ نگاه مىدارد.
امام صادق(عليه السلام) در سفارش خود به عبداللّه بن جندب مىفرمايند:
وَاجْعَلِ الْمَوتَ نَصْبَ عَيْنِكَ؛ هميشه به ياد مرگ باش، طورى كه هميشه مرگ جلوى چشمت باشد.
بينش ما نسبت به دنيا بايد به گونهاى باشد كه توجه بيشترى به مرگ و عالمآخرت داشته باشيم. ما تنها در صورتى مىتوانيم خود را از چنگال دنيا نجات دهيم كه آرزوهايمان را نسبت به آينده كم كنيم و به فكر لذتهاى دنيايى نباشيم؛ تنها به فكر رفع نياز امروزمان آن هم از راه مشروع باشيم وبراى فردايمان كه نمىدانيم زنده هستيم يا نه و نسبت به آن تكليفى نداريم، بىجهت فكر خود را مشغول نكنيم. ما اگر تكليفى نسبت به آينده داشته باشيم، مربوط به آخرت است و آخرتخواهى مسأله ديگرى است. حرص نسبت به دنيا و ذخيره كردن براى آيندهاى كه معلوم نيست آن را درك كنيم، موجب مىشود كه ما بيشتر دنيازده شويم. انسان بايد با اين گرايش مبارزه كند و سعى نمايد چيزى را براى فردايش نگه ندارد، اگر هم چيزى از زندگىاش زياد آمد آن را انفاق كند. البته كسانى هستند كه از اين مقام گذشتهاند و امروز وفرداى دنيا برايشان تفاوتى نمىكند. اما براى كسانى كه در ابتداى راه هستند، مبارزه با دنيازدگى بايد جزو برنامههاى زندگى آنها باشد؛ مثلا ما بايد تمرين كنيم كه اگر پولى از