پندهاى امام صادق علیه سلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٨ - رابطه اميد و ترس با ميزان شناخت افراد
بين برود مىترسند و اميد دارند كه بر معرفت و ايمانشان افزوده شود. كسانى هم كه به آخرت ايمان دارند، به ثوابهاى اخروى اميدوارند و از عذابهاى اخروى در هراسند.
فلسفه ارسال دين، اين است كه دايره اميدها و ترسها را گسترش دهد؛ يعنى به انسان بفهماند كه فقط نبايد از گرسنگى، بيمارى، صاعقه و... ترسيد، بلكه بالاتر از اينها بايد از چيزهايى مهمتر در هراس بود؛ اينكه به انسانيت انسان لطمه بخورد، روح و قلب انسان آلوده و سياه شود، عذابى از ناحيه خداوند در دنيا و آخرت به انسان برسد و از همه مهمتر، خداوند از انسان ناراضى شود و به او اعتنايى نكند. همه افراد به يك اندازه از اين مسايل نمىترسند. مثلا بچهها اينگونه ترسها را به هيچ وجه درك نمىكنند؛ زيرا آنها نمىدانند چه چيز خداوند را ناراضى مىكند. يا انسانهايى كه در درجات اول ايمان قرار دارند، از عذابهاى آخرت و جهنم مىترسند، اما ترس كسانى كه در مراتب عالىتر ايمان هستند، با آنها فرق مىكند؛ مثلا مىترسند كه كار آنها محبوبشان را برنجاند يا باعث شود خداوند ديگر به آنها اعتنايى نكند. البته بچهها هم توانايى درك بعضى مسايل در اين حد را دارند. براى مثال، وقتى پدر يا مادرشان با آنها قهر مىكند، ناراحت و غصهدار مىشوند. هيچ تنبيهى براى كودك بدتر از بىتوجهى و قطع نوازش و مهر و محبت مادرى نيست. بالاترين نياز فطرى انسان نيز اين است كه خداوند به او عنايت داشته باشد.
قرآن كريم يكى از بزرگترين عذابهاى الهى را در روز قيامت سخن نگفتن خداوند با افراد شقى ذكر كرده و مىفرمايد: ... وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ؛[١] ... و خدا روز قيامت با آنان سخن مىگويد، و به ايشان نمىنگرد، و پاكشان نمىگرداند، و عذابى دردناك خواهند داشت. اين عذاب، از هر عذاب و آتشى سختتر است. شايد ما الان به خوبى درك نكنيم كه اين چه نوع عذابى است، اما آنگاه كه در قيامت كه اين نياز را در وجودمان احساس كرديم و از عنايت خداوند (سخن گفتن و نگاه و توجه خدا) محروم شديم، آنگاه خواهيم فهميد كه چه نعمتى را از دست دادهايم.
بنابراين خوف و رجا منحصر به امور دنيايى نيست و فقط امورى را كه در دنيا از آنها مىترسيم يا به آنها اميد داريم شامل نمىشود، بلكه مواردى مهمتر و اساسىتر را نيز در برمىگيرد كه ما با بالا بردن معرفتمان مىتوانيم آنها را درك و لمس كنيم.
[١] آل عمران (٣)، ٧٧.