فرار از جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٧
اميرمؤمنان (ع) فرمود:
«فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ الْبَسُهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِ وَ شَمِلَهُ الْبَلاءُ وَ دُيِّثَ بِالصِّغارِ وَ الْقَماءَ وَ ضُرِبَ عَلى قَلْبِهِ بِالْاسْهابِ وَ اديلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْييعِ الْجِهادِ وَ سيمَ الْخَسْفُ وَ مُنِعَ النِّصْفُ» «١» كسى كه جهاد را ترك كند، خدا لباس ذلّت و خوارى بر او پوشاند و بلا و گرفتارى نصيبش كند و در زبونى و فرومايگى بماند. دل او در پردههاى گمراهى نهان و حق از او روىگردان شود. چون جهاد را ضايع ساخته است و به خوارى محكوم و از عدالت محروم گردد.
بنابراين انسان فرارى روى آسايش را در زندگى نخواهد ديد. و هميشه با عذاب وجدان بسر خواهد برد.
حالت روانى احساس گناه، از درون او را عذاب و شكنجه روحى مىدهد، دچار كابوس مىشود و تمام آرزوهاى خود را بر باد رفته مىبيند.
انسان فرارى كه جهاد و دفاع در راه خدا را ضايع ساخته، از حالت عادى خارج شده و تيشه بر ريشه خود زده است و خسارت بزرگى را نصيب خود ساخته است.
آيندهاى تاريك فردى كه از جبهه نبرد فرار كرده و عزّت و وقار خود را بر باد داده است، آيندهاى مبهم و نگران كننده براى خود مىبيند. احساس مىكند در تعقيب او هستند. لذا مىكوشد خود را از نظرها و اجتماع مخفى كند و در برخورد با دوستان و آشنايان پنهان بماند.
زيرا مهر فرارى بر پيشانى دارد و انگشتنماى جامعه خواهد بود او از نظر مردم،