فرار از جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣
٣. فراريان علاوه بر اين كه خود باخته و مرعوب هستند و با فرارشان روحيه ديگر رزمندگان را تضعيف مىكنند، با شايعات به گناه ديگرى دست مىزنند و بدين وسيله موجب تضعيف و ارعاب نيروهاى خود و تقويت نيروهاى دشمن مىشوند.
٤. برخى از فراريان مىكوشند با عذر و بهانهاى بىپايه و واهى، فرار خود را توجيه كرده و مجاز جلوه دهند.
٥. فراريان در سازش با دشمن چندان درنگ نمىكنند، زيرا به سبب فرار از صحنه نبرد، هم ايمان خود را از دست دادهاند و هم غيرتشان بر باد رفته است.
٦. خداوند خالق مرگ و حيات است و فرار بر عمر كسى نمىافزايد.
٧. انسان فرارى به غضب و خشم الهى دچار مىشود و جايگاهش در آخرت جهنّم است.
٨. عقبنشينى براى رهايى از محاصره و يا پيوستن به گروه حمله كننده و يا به خاطر تغيير تاكتيك، استثناء شده است و اشكال ندارد. (البته با هماهنگى كامل با فرمانده و ديگر نيروها)