نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٨٢٦
عِلْمِهِمْ وَ ظَاهِرُهُمْ عَنْ بَاطِنِهِمْ وَ صَمْتُهُمْ عَنْ حِكَمِ مَنْطِقِهِمْ لَا يُخَالِفُونَ الْحَقَّ وَ لَا يَخْتَلِفُونَ فِيهِ هُمْ دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ وَ وَلَائِجُ الِاعْتِصَامِ بِهِمْ عَادَ الْحَقُّ فِي نِصَابِهِ وَ انْزَاحَ الْبَاطِلُ عَنْ مَقَامِهِ وَ انْقَطَعَ لِسَانُهُ عَنْ مَنْبَتِهِ عَقَلُوا الدِّينَ عَقْلَ وِعَايَةٍ وَ رِعَايَةٍ لَا عَقْلَ سِمَاعٍ وَ رِوَايَةٍ فَإِنَّ رُوَاةَ الْعِلْمِ كَثِيرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِيلٌ.
٢٣٩ - از خطبههاى آن حضرت عليه السَّلام است كه در آن (فضائل) آل محمد عليهم السَّلام را بيان مىفرمايد
: ١ آل محمّد (ائمه اطهار صلوات اللَّه عليهم اجمعين) زنده كننده علم و دانائى و از بين برنده جهل و نادانى هستند (از ايشان علم بدست آمده جهل برطرف مىگردد) شما را آگاه مىسازد بردباريشان از دانائيشان (زيرا بردبارى نمىكنند مگر از روى دانستن بمواقع و بردبارى) و ظاهرشان از باطنشان (كردار و گفتار نيكشان بر كمال اخلاصشان) و خاموشيشان از راستى و درستى گفتارشان (زيرا خاموشى و بيجا سخن نگفتن شخص دليل است بر اينكه گفتار او از روى علم و حكمت است) ٢ حقّ را مخالفت نمىكنند (از آن رو بر نمىگردانند) و در آن اختلاف ندارند (گفتارشان يكنواخت است) ايشان ستونهاى اسلام و پناهگاهها (ى آن) هستند (كه به دانائى خود آنرا حفظ نموده و احكامش را بمردم آموخته آنان را از گمراهى و نادانى مىرهانند) بوسيله ايشان حقّ به اصل و موضع خود باز مىگردد، و باطل و نادرستى از جاى آن دور و نابود ميشود، و زبانش آنجا كه حقّ آشكار شد بريده مىگردد (بر اثر علم و دانائى ايشان حقّ و حقيقت هويدا و باطل و نادرست از بين مىرود) ٣ دين (و احكام آن) را شناختند شناختنى كه از روى دانائى و رعايت نمودن (عمل كردن) است، نه شناختنى