روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٩٧ - روزشمار جنگ یک شنبه / ٢٨ تیر ١٣٦٦ / ٢٢ ذیقعده ١٤٠٧ /١٩ ژوئیه ١٩٨٧
دلیل دوم اهمیت خلیج فارس برای اروپا یعنی صدور نفت از طریق خلیج فارس، مسئله مهمی است که نباید آن را از نظر دور داشت. "فرد هالیدی" استاد دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه لندن می گوید: روی هم رفته، کشورهای اروپای غربی هم اکنون به نفت صادراتی خلیج فارس وابسته هستند و برای دوره ای قابل ملاحظه یعنی لااقل تا بیست سال دیگر، به این نفت وابسته خواهند بود و هرگونه وقفه طولانی در صدور نفت خلیج فارس برای کشورهای اروپای غربی پیامدهای نامطلوبی خواهد داشت. اما در این باره به چند نکته باید توجه کرد، اول آنکه یک وقفه کوتاه مدت در صدور نفت خلیج فارس مسلماً موجب افزایش قیمت جهانی نفت خواهد شد اما هنوز هم در نقاطی دیگر مقادیر قابل ملاحظه ای نفت موجود است و بنابراین وقفه کوتاه مدت در صدور نفت خلیج فارس به تعطیل شدن دستگاه اقتصاد کشورهای اروپای غربی نخواهد انجامید. دوم اینکه باید توجه داشت که کلیه نفت تولیدی در حوزه خلیج فارس به یک طریق صادر نمی شود؛ بخشی از آن به وسیله کشتی و بخشی دیگر به وسیله خط لول-ه و از راه خشکی صادر می گردد. این امکان وجود دارد که نفت عربستان سعودی و عراق به میزان بیشتری به جای حمل با کشتی به وسیله خط لول-ه از حوزه های نفتی این کشور خارج شود به این ترتیب که با خط لول-ه به ساحل دریای سرخ برسد و در آنجا در کشتی های نفت کش بارگیری شود. سوم آنکه حتی اگر تشنجات عظیمی هم در این منطقه روی دهد - به حدی که صدور نفت را موقتاً متوقف سازد - هنوز هم به نفع هر یک از کشورهای این منطقه خواهد بود که نفت خود را به قیمت بازار صادر کند. چنانچه این وضع در مورد ایران ملاحظه شده است، بنابراین احتمال وقفه در صدور نفت خلیج فارس برای مدتی طولانی وجود ندارد مگر اینکه کلیه تأسیسات نفتی در این منطقه منهدم گردد. ممکن است که چنین ملاحظاتی سبب شده باشد که اروپاییان در مقایسه با امریکا موضع نسبتاً محتاطانه تری را نسبت به وضع کنونی خلیج فارس اتخاذ کرده باشند.
فرد هالیدی درباره دلیل ناموفق ماندن طرح امریکا در تشکیل یک نیروی دریایی مشترک برای منطقه خلیج می گوید: کشورهای اروپای غربی هم از قطع مجدد عرضه نفت بیمناکند و هم نگرانِ برخورد احتمالی اشتباه و نسنجیده با بحران خلیج فارس و خط مشی نادرست امریکا در قبال این بحران می باشند. موضوع دیگری که ایجاد نگرانی می کند این است که هدف های سیاست امریکا روشن نیست و معلوم نیست که موضع این کشور در قبال جنگ ایران و عراق چیست. سیاست شوروی نیز در منطقه خلیج فارس با ابهاماتی روبه روست. همچنین روشن نیست که منافع مشترک امریکا با شوروی در خلیج فارس به چه میزان است و اصطکاک منافع آنها از کجا شروع می شود و در این روابط افغانستان تا چه حد یک مسئله محسوب می شود. تا زمانی که پاسخ این سؤالات معلوم نشود اروپاییان مطمئن نخواهند بود تا آنجا که به سیاست های خلیج فارس مربوط می شود دقیقاً خود را به چه متعهد می سازند. در حال حاضر،