روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٤٥ - روزشمار جنگ جمعه / ٢٦ تیر ١٣٦٦ / ٢٠ ذیقعده ١٤٠٧ / ١٧ ژوئیه ١٩٨٧
آنچه که من احساس می کنم که در حال اتفاق افتادن است، این است که کفر جهانی که رهبری آن عمدتاً در بلوک غرب به دست امریکاست، برای سرکوب انقلاب اسلامی که آن را برخلاف منافع استکبار می داند، به طور غیرمستقیم از همة ابزار خود استفاده کرده است و مهم ترین ابزار آن، حزب بعث عراق است، که با همه امکانات، او را مسلح کرده است. آنها می خواهند انقلاب اسلامی را سرکوب و خاموش و محدود کنند، ولی در نهایت دیدند که این خواسته شان عملی نشد. طی سال گذشته، برای آنها روشن شد که اگر جنگ همچنان ادامه پیدا کند، بالاخره حزب بعث سقوط می کند و ملت عراق آزاد می شود و جمهوری اسلامی ایران پیروزمندانه از شر این جنگ نجات پیدا می کند و این، چیزی است که دنیای استکباری آن را به ضرر خود می داند. از آن طرف هم مأیوس شدند، چرا که آن مقدار امکاناتی را که می بایست به عراق بدهند، تاکنون داده اند؛ بهترین نوع هواپیماهایش که قابل استفادة ارتشی مثل ارتش عراق باشد، به او داده اند. میگ های ٢٥ که در اوج ٧٥ هزار پایی پرواز می کند، که آنها فکر می کردند هیچ چیزی به این ارتفاع نمی رسد. با این هواپیماها، تهران را بمباران می کردند؛ اسلحه شیمیایی که نمونه های اخیر آن را در سردشت دیدید که چگونه جنایت بار است؛ موشک های "اگزوسه" که از فاصله پنجاه تا شصت کیلومتری، از هلی کوپتر و هواپیما شلیک می کند و کشتی را در دریا می زند؛ بمب های لیزری که از دور هدف گیری می شود؛ ابزار اطلاعاتی مثل آواکس ها که صدها کیلومتر آن طرف را کنترل می کند؛ اطلاعات ماهواره ای که روزانه چندین بار از زمین عکس می گیرد و جزئیات تغییرات در زمین، حرکت ستون ها و نیروهای زرهی را در اختیار عراق قرار می دهد؛ و بالاخره، این همه جاسوس، تبلیغات و پول کشورهای مرتجع خلیج فارس که از ثروت اسلامی نفت در بانک های خارج اندوخته اند که پشتوانه این همه خریدها می باشد. همه اینها در اختیار عراق قرار گرفت، ولی دیدند که موفق نشد و ما در نقطه مقابل آن، از همه اینها محروم بودیم.
ما از اروند عبور کرده، به بصره نزدیک شدیم، ماؤوت را گرفتیم. وارد کردستان عراق شدیم و چهار استان عراق را در شرایطی که می دانید، قرار دادیم، و می بینید که ما مرتب داریم جلو می رویم و آنچه که آنها می ترسند، دارد اتفاق می افتد و می بینید که از این نوکرشان، کار مهمی ساخته نیست و به ناچار، خودشان باید وارد میدان شوند و این کار را دارند می کنند. برای شان سنگین بود که بگویند، انگلیس، فرانسه و امریکا و دیگران با ایران جنگیدند و آنها این انقلاب را شکست دادند و اگر چنین اتفاقی بیفتد - که مسلماً نخواهد افتاد - اما بازهم این انقلاب، پیروز است، چرا که انقلاب، در دل مردم است و اگر سه ابرقدرت بر سر یک کشور جهان سوم بریزند، این، خودش دلیل پیروزی است. آنها در اوایل کار، نمی خواستند مستقیماً وارد میدان شوند و ادعا می کردند که کاملاً بی طرف هستند - هنوز هم این ادعا را دارند - ولی ناچار شدند که وارد میدان شوند که این، دو مرحله دارد؛[١] ... یک مرحله، در حال اتفاق افتادن است و آن، مرحلة جنگ روانی است و ما نمی توانیم مطمئن باشیم که یک جنگ
[١] ١٦. مأخذ٧، ص ١٨.