روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٤٦ - روزشمار جنگ جمعه / ٢٦ تیر ١٣٦٦ / ٢٠ ذیقعده ١٤٠٧ / ١٧ ژوئیه ١٩٨٧
روانی، منجر به جنگ نظامی و میدان نبرد با اسلحه نشود. فعلاً، آنچه که به چشم می خورد، آنها احتمال می دهند با این جنگ روانی، می توانند مسئله را حل کنند. سه کشور فرانسه، انگلیس و امریکا قول و قرارهایی با هم گذاشته اند و امریکا پیش قدم شده است. این جنگ سفارت خانه ها که بین ما و فرانسه و انگلیس دارد اتفاق می افتد، مجزای از آنچه که در خلیج فارس می گذرد، نیست. شورای امنیت را نیز دنبال خودشان دارند می کشند؛ یعنی آنچه که در شورای امنیت دارد می گذرد و آنچه که اینها دارند انجام می دهند (که جنگ روانی را دارند توسعه می دهند) اینها همه، با هم مربوط است. اینها آرزوشان است که در ایران، سفارت خانه هایشان مثل سفارت خانه های قدیم، پر پیمان باشد؛ از نیروهای خودشان، از دیپلمات هایشان و در کنارش این انجمن های فرهنگی باشد که به اصطلاح قبلاً داشتند - که اینها کانون های جاسوسی و القاء فرهنگ غربی و چیزهای دیگری بود - اینها دنبال این مسئله هستند. این طور نیست که آنها دنبال قطع روابط و این جور چیزها باشند. ولی در این برنامه، این جوری طراحی کردند که این کار را انجام بدهند. اینها همه شان معتقد هستند که باید روابطمان را با ایران تقویت کنیم. منتهی اینها مسائل داخلی دارند که نمی شود. عمدتاً در کشورهای غربی، منافع حزبی و منافع شخصی، منافع کشور را تحت الشعاع قرار می دهد.[١]
... امریکا از "واتر گیت" صدمه خورده است. به قول خودشان، از "ایران گیت" صدمه خورده است. در آنجا، حزب جمهوری خواه می پوسد. اصولی را که اعلام کرده بود، معلوم شد دروغ می گوید. اینها این قدر بی صداقت هستند که در همین کار کوچکی که با ما انجام دادند، دائماً نشان دادند که قابل اعتماد نیستند؛ جنس را گران دادند، جنس را تقلبی دادند. دروغ گفتند، به موقع ندادند. در صورتی که از سود این معاملة کوچک سی، چهل میلیونی صرف نظر کرده بودند، یک معامله سالمی انجام می دادند. سود معامله سی، چهل میلیونی مگر چقدر می شود که آدم بیاید این قدر درون فاسد خودش را نشان بدهد؟ ممکن بود گروگان هایش آزاد می شد و حتی آن دروازه ای را که می خواستند باز کنند، برای آنکه گذشته های تلخشان را یک مقدار با ایران جبران کنند، شاید داشت به سیاستشان نزدیک می شد؛ ولی آن باطن خبیث و فاسدشان باعث شد که جنس مثلاً هزار دلاری را دوهزار دلار حساب بکنند، یا برای اینکه یک سوژه تبلیغاتی در آینده علیه ما داشته باشند، جنس را که از امریکا برای ما در حرکت بود، در اسرائیل به زمین نشاندند که فردا بگویند این جنس، از اسرائیل وارد ایران شده است. با این گونه شیوه های تلخ و نادرست، نشان دادند که هیچ وقت اینها قابل اعتماد نیستند، حتی موقعی که التماس می کنند. همین مسئله در مورد فرانسه هم وجود دارد؛ آنها دزدند، غارتگرند. دوازده سال پیش، به اینها یک میلیارد دلار وام دادیم. یک میلیارد دلار از پول نفتی که شاید آن موقع بشکه ای پنج، شش دلار و شاید کمتر به فرانسه فروخته شده بود. در قرارداد نیز نوشته اند که فرانسه هیچ شرطی برای بازپرداخت آن ندارد. یعنی وقتی که ایران خواست، باید بدهند و هیچ شرطی ندارد. اگر ندهید، متخلف هستید. الان، هشت سال است که ما این وام را طلب کرده ایم.
[١] ١٧. روزنامه جمهوری اسلامی، ٢٧/٤/١٣٦٦، ص ١٠.