قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ٢٦ - ٤- كتابهاى علمى و فنى بزبان فارسى

كرد، چنانكه درگاه وى محطّ رجال دانشمندان و محلّ اجتماع رجال علم و ادب و شعراى بزرگ بود. مؤلفان در فنون مختلف بنام وى كتب و رسائل مى‌ساختند [١]، و علماء در كتابخانه غزنه كه بر اثر غارت كتابخانه‌هاى ديگر [٢] مجمع نفايس علمى و ادبى بى‌نظير شده بود، و در مؤسسات علمى ديگر آن شهر، بمطالعات و كارهاى علمى مى‌پرداختند و اين وضع و حال در عصر مسعود (٤٢١- ٤٣٢ هجرى) همچنان دوام يافت‌ [٣]. بعضى از وزيران و امراى غزنوى‌ [٤] نيز بزبان فارسى و انتشار و وسعت آن توجه و علاقه وافر داشتند-


[١] - لابد قسمتى از اين كتابها بزبان فارسى بوده (رش: عوفى، لباب الالباب ج ١ ص ٢٤) خاصه كه امير يمين الدوله چنانكه ابو ريحان بيرونى گفته نسبت بعربيت بغضى داشته است، رش: ابو ريحان، مقدمه كتاب الصيدنه (طبع ماكس ميرهوف برلين ص ١٩٣٢) ص ١٣.

[٢] - ابن اثير، كامل ج ٩ ص ٢٦٢.

[٣] - در تاريخ ابو الفضل بيهقى (ص ٣٩٠) درباره امير مسعود آمده است: «و اين سلطان ما امروز نادره روزگار است خاصه در نبشتن و نامه فرمودن و مخاطبه نهادن.».

در شعر دوستى وصلت‌هاى شگرف دادن او، رش: ايضا ص ٥٢٩؛ درباره خزانة الحكمه سلطان مسعود، رش: مقدمه قانون مسعودى (نسخه خطى).

[٤] - مانند ابو الفتح على بن محمد بستى وزير سبكتكين كه ديوان رسائل و فتح نامه‌هاى كلى از انشاى او بود و دو ديوان داشت يكى بفارسى و ديگر بعربى (رش: جرفاذقانى، ترجمه يمينى ص ٢٩- ٣٣؛ عوفى، لباب الالباب ج ١ ص ٦٤- ٦٥؛ سيف الدين عقيلى، آثار الوزراء، نسخه خطى؛ لغت‌نامه دهخدا، ذيل ابو الفتح بستى)، و ابو العباس فضل بن احمد اسفراينى (متوفى بسال ٤٠٤ هجرى) وزير اول سلطان محمود كه فردوسى را نوازشها كرده و آن شاعر بزرگوار در حق وى گفته است:

كجا فضل را مسند و مرقد است‌

نشستنگه فضل بن احمد است ...

ز دستور فرزانه دادگر

پراكنده رنج من آمد بسر

بپيوستم اين نامه باستان‌

پسنديده از دفتر راستان‌