مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٢١٢ - دومين دليل منكران معجزه
(١)-امّا
سه پيشنهاد ديگر آنها،اگر چه درخواستهاى ممكن و غير محال مىباشد ولى
هرگز دليل بر راستگويى پيامبر اسلام و سند نبوت نمىباشد،زيرا حفر قنات در
زمين و يا داشتن باغى از نخلها و تاكها در حالى كه جويبارها در ميان آنها
جارى باشد،و يا داشتن خانه طلايى دليل بر نبوت دارندهء آنها نيست،زيرا
بسيارى از مردم يكى از اينها را دارند،ولى پيامبر نيستند،بلكه گاهى هر سه
مطلب در بعضى جمع مىشود،در صورتى كه در او احتمال ايمان،تا چه برسد به
نبوت داده نمىشود.
اكنون كه دانستيم اين امور ارتباطى با مقام نبوت ندارند،و گواه بر راستگويى
مدعى نبوت نمىباشند،انجام آنها كار لغو و بيهودهاى خواهد بود و مقام
منيع نبوت از انجام امور لغو برتر و بالاتر است.
(٢)-گاهى گفته مىشود كه پيشنهادهاى سه گانه آنان در صورتى گواه نبوت نمىباشند كه از روى اسباب و علل عادى پيدا شوند ولى
قكتابها
ساختهء خود مدعيان باشد و ارتباطى به خدا نداشته باشد،ولى اگر ببينند كه
كتابى از آسمان به سوى آنان فرود آمده در اختيار آنان قرار گرفت در اين
صورت از هر نوع وضع و جعل دور و پيراسته خواهد بود،بنابراين يك چنين
پيشنهاد،پيشنهاد امر محال نخواهد بود زيرا آنان فقط فرود آمدن كتاب را از
آسمان مىخواست ولو اين كه خدا آن را با مشيت و اراده نافذ خود ايجاد
كند،نه اين كه كتابى با دست خود بنويسد و بفرستد!مترجم