مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ١٤٠ - قرآن و كرويت زمين
فهم سخنان او افتخار نموده و محققان عاليقدر از درياى دانش او سيراب مىشوند.
(١)-خطبههاى على عليه السّلام را در«نهج البلاغه»در نظر بگيريد او هر موقع
پيرامون موضوعى سخن مىگويد،آن چنان حق مطلب را ادا مىكند كه جايى براى
سخن ديگران باقى نمىگذارد و شخصى كه از زندگانى او اطلاع نداشته باشد،فكر
مىكند كه همهء عمر خود را دربارهء همان موضوع صرف كرده است.
جاى گفتگو نيست كه او همهء اين معارف و دانشها را به تعليم غيبى آموخته و
از انوار آن اقتباس كرده است زيرا هر كس كه مختصر اطلاعى از تاريخچهء جزيرة
العرب مخصوصا منطقه«حجاز»داشته باشد مىداند كه اين معارف و علوم،از غير
منبع وحى گرفته نشده است،و چه خوب دربارهء سخنان على عليه السّلام
گفتهاند:سخنان او پايينتر از كلام خالق و بالاتر از كلام مخلوق است.
(٢)-ما مىتوانيم اين حقيقت را به شيوهء ديگرى نيز بيان كنيم و آن اين كه
تصديق شخصيتى مانند على عليه السّلام(كه در معارف و علوم سرآمد جهانيان
بود)و خضوع او در برابر اعجاز قرآن،خود گواه بر اين است كه قرآن وحى الهى
مىباشد.
زيرا هرگز نمىتوان تصديق شخصيتى مانند او را معلول عدم اطلاع از اصول
اعجاز دانست،زيرا او يكى از پيشگامان معارف و علوم،و خداوند فصاحت و بلاغت
بوده و تمام علوم اسلامى به او