مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ١٥٥ - پندارهاى بىاساس پيرامون اعجاز قرآن
وجود
فاعل،حيات او،تصور عمل،اشتياق و كشش فعل به سوى آن كار،توافق آن كار با يكى
از نيروها و غرايز درونى،و توانايى بر انجام آن.و هيچ فعل اختيارى بدون
تحقق يكى از اين مقدمات صورت نمىپذيرد،ناگفته پيداست اين سلسله از مقدمات
از حدود اختيار انسان بيرون بوده و آفريننده آنها همان آفرينندهء خود انسان
مىباشد.
(١)-٣.در فلسفهء عالى به ثبوت رسيده است:همان طور كه ممكنات در آغاز آفرينش
به علت نياز دارند،در بقا و استمرار وجود خود نيز به آن محتاجند،بنابراين
خدا پس از آفرينش انسان از او فاصله نگرفته و او را به حال خود وانگذاشته
است و بقا و استمرار اين مبادى در وجود او،در هر لحظه بسان آغاز آفرينش به
مؤثرى نيازمند است.
بر خلاف تصور بعضى هرگز نسبت ما با خدا،مانند نسبت ساختمان با بنا و كتاب
با نويسنده نيست،كه فقط در آغاز كار به ايجاد كننده(بنا،و نويسنده)خود نياز
داشته باشند و در مرحلهء بقا و استمرار از آنها بىنياز گردند بلكه ممكنات
در تمام لحظات هستى به پديد آورندهء خود نيازمندند و از او هستى مىگيرند.
اگر بخواهيم براى نحوهء ارتباط بشر با خالق مثلى آورده باشيم (در حالى كه
خدا از هر مثلى بالاتر است)بايد گفت:چگونگى تأثير خدا در اشيا،به سان تأثير
نيروى«الكتريسيته»در نور چراغ است،