مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٣٤ - اعجاز،گواه بر صدق گفتار مدعى است
برهان روشنى آورد كه ادعاى او را ثابت كند و شك و ترديد را بزدايد.
اگر او در موقع اقامهء دليل چنين بگويد:گواه راستگويى من اين است كه فردا
كه به حضور رئيس مملكت بار خواهم يافت،او به من با تحيتى كه مخصوص سفرا و
نمايندگان او است تحيت خواهد گفت.فرض شود كه رئيس كشور از ادعا و طرز
استدلال او آگاه گردد و در موقع ملاقات با تحيت ويژهء نمايندگان خود،به او
تحيت بگويد يك چنين عمل در نظر عقلا كشف از راستگويى مدعى نموده و در پيش
آنها گواه بر صدق گفتار او شمرده مىشود و چنين تصور مىكنند كه اگر مدعى
در ادعاى خود دروغگو باشد بر شخص مقتدرى كه حافظ مصالح ملت و كشور است،قبيح
و زشت است كه مدعى و دروغگو را با عمل خود تصديق كند و دست او را در تباه
ساختن مصالح باز گذارد.قرآن مجيد به اين دليل اشاره كرده و مىفرمايد:
(١)- { و لوْ تقوّل عليْنا
بعْض الْأقاوِيلِ*`لأخذْنا مِنْهُ بِالْيمِينِ*`ثُمّ
لقطعْنا مِنْهُ الْوتِين } .[١]
«اگر محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلم به ما دروغ ببندد او را با قدرت،تنبيه مىكنيم و رگ قلب او را مىزنيم».
مقصود از آيه اين است كه آن شخصى كه ما سفارت و نبوت او
[١].الحاقه:٤٤-٤٦.