مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ١٦٨ - پندارهاى بىاساس پيرامون اعجاز قرآن
دارد،قرآن
موضوعات مختلفى را به هم مىآميزد و سخن را در رشتهاى كه در آن سخن
مىگويد به پايان نرسانيده به موضوع ديگرى انتقال مىيابد.مثلا در حالى كه
دربارهء زندگى امم گذشته سخن مىگويد ناگهان به بيان پاداش و كيفر اعمال
مىپردازد و يا رشته سخن را به اندرز و تمثيلهاى عبرتآميز مىكشد.اگر
قرآن آيات مربوط به موضوع را در يك جا مىآورد؛استفاده از آن بيشتر و
بهرهبردارى از آن آسانتر مىشد.
(١)-پاسخ:قرآن براى هدايت بشر و رهبرى جامعهء انسانى به سعادت دو جهان
فرستاده شده است و هدفى جز اين ندارد.قرآن كتاب تاريخ يا فقه و اخلاق نيست
كه براى هر بخشى،بابى باز كند.
نزديكترين راه براى رسيدن به هدفى كه قرآن به دنبال آن است همان روشى است
كه در پيش گرفته است،چه بسا انسان با خواندن برخى از سورههاى قرآن در مدت
كوتاهى به بسيارى از هدفهاى آن احاطه پيدا مىكند،مثلا با صرف وقت كم،به
خدا و معاد توجه پيدا مىكند در عين حال از زندگى گذشتگان كه كاملا آموزنده
و مايهء عبرت است آگاه مىگردد.از فضائل اخلاقى و معارف عالى قرآن
درسهايى فرا مىگيرد و به برخى از وظايف خود در عبادات و معاملات آشنا
مىگردد.بيان تمام اين مطالب متنوع،در چهارچوبه حفظ نظم سخن و اداى حق مطلب
با رعايت مقتضاى حال،صورت مىپذيرد.