مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٣٧ - اعجاز،گواه بر صدق گفتار مدعى است
عادتى پى ببرد.[١]
(١)-ثانيا:كشف يك چنين سيرهء كلى،فرع اين است كه پيامبران گذشته را كه
داراى معجزه بودند،صادق و راستگو بدانيم،و نبوت آنان را تصديق نماييم تا به
اين وسيله به دست آوريم كه مشيت الهى از روز نخست،بر اين تعلق گرفته كه
معجزه را در اختيار پيامبران صادق قرار دهد،ولى براى كسانى كه پيامبران
گذشته را نپذيرفتهاند و يا با ديده ترديد و شك به آنها مىنگرند،براى به
دست آوردن يك چنين روش كلى كه روزبهان مدعى آن است،راهى نيست،و معجزهء هيچ
فردى براى آنان،موجب اتمام حجت نمىشود زيرا هنوز پيش آنان ثابت نشده است
كه خداوند معجزه را فقط در اختيار پيامبران راستگو مىگذارد.
(٢)-ثالثا:اگر انجام و ترك يك كار از نظر عقل يكسان و برابر باشد و عقل به
قبح يك طرف و حسن طرف ديگر حكم نكند؛چه مانعى دارد كه خداوند روش و مشيت
خود را در آن مورد دگرگون سازد،زيرا او قادر و تواناى مطلق است و هرگز
كارهاى او مورد بازخواست قرار
[١].زيرا اگر قادر ساختن متنبيان دروغگو بر انجام معجزه در نظر عقل بىمانع گردد و كوچكترين قبحى نداشته باشد از كجا مىتوان گفت و چگونه مىتوان كشف كرد كه مشيت خداوند از روز نخست بر اين تعلق گرفته كه فقط معجزه را در اختيار راستگويان قرار دهد،و مدعيان دروغگو را از آن محروم سازد؟در اين صورت هيچ گونه راهى براى پى بردن به اين عادت وجود ندارد.مترجم.