مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ١٩٥ - نخستين دليل منكران معجزه
اسلام
صلى اللّه عليه و آله و سلم است،معجزهاى كه در تمام اعصار،ملتهاى جهان را
به مقابله و معارضه مىطلبد.از اين كه خدا يك چنين معجزهء زنده و جاويد را
در اختيار پيامبر گذارده مىتوان دريافت كه مقصود از آيه، نفى هر نوع
معجزه نيست بلكه نفى دسته خاصى از معجزات است.
(١)-٣.صريح آيه اين است كه تكذيب ملل گذشته مانع از فرستادن معجزه
مىباشد،و در حقيقت آيه،عدم صدور چنين معجزهها را از پيامبر اسلام به وجود
مانع تعليل و توجيه مىكند و ناگفته پيداست،تعليل به وجود مانع در پيشگاه
عقل در صورتى درست است كه مقتضى و زمينه براى پيدايش آن شىء باشد،تا عدم
آن پس از احراز مقتضى به وجود مانع توجيه شود،و اگر زمينه براى وجود
حادثهاى موجود نباشد توجيه عدم آن،به وجود مانع غير صحيح خواهد بود مثل
اين كه كسى نسوختن چوبى را با فرض نبودن آتش با«تر»بودن آن توجيه كند.
آيه مورد بحث نفرستادن معجزه را به وجود مانع يعنى«تكذيب» امتهاى گذشته
تعليل مىكند،پس بايد مقتضى و زمينه براى فرستادن آنها موجود باشد تا تعليل
عدم آن به وجود مانع صحيح گردد.
(٢)-اكنون بايد ديد مقتضى براى فرستادن معجزه چيست؟مقتضى يكى از دو مطلب زير است:
١.از آنجا كه معجزه،موجب ارشاد و هدايت مردم مىگردد و