مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ١٤٥ - پندارهاى بىاساس پيرامون اعجاز قرآن
قواعد
عربى،كه از نظر ارزش مانند سخنان بلغاى معاصر پيامبر است،بدانيم.در اين
صورت اگر قاعدهاى را كه سندى جز بررسى سخنان عرب ندارد مخالف با قرآن
يافتيم بايد مخالفت قرآن را دليل و گواه محكم بر نارسايى قاعده بدانيم نه
اين كه آن را به صورت ايراد به قرآن جلوه دهيم.[١]
(١)-گذشته از اين،اين ايراد در صورتى است كه قرائتى كه مخالف قواعد عربى
است به طور تواتر براى ما نقل شود و مورد اتفاق قراء قرآن باشد و چنين
اتفاقى حاكى است كه قرائت پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم نيز همان طور
بوده است.ولى ما در آينده اثبات خواهيم كرد كه قرائتهاى معروف زاييده
اجتهاد قاريان قرآن است،هرگز از پيامبر به صورت نقل متواتر به ما نرسيده
است.
بنابراين هر گاه يكى از اين قرائتها با قواعد مسلم عربى مخالف باشد بايد
اين مخالفت را،گواه بر بىپايگى آن قرائت بدانيم،بدون اين كه لطمهاى به
عظمت قرآن وارد آيد و يا از ارزش آن كاسته شود.غ
٢.درك اعجاز قرآن،همگانى نيست
(٢)-كلام بليغ هر چه هم بشر از آوردن مانند آن ناتوان باشد نمىتواند معجزه و سند صدق گفتار مدعى گردد،زيرا شناختن يك
[١].و به عبارت ديگر قواعد را بايد بر قرآن كه يك كلام اصيل عربى است عرضه بداريم نه آن كه قرآن را با قواعد عربى تطبيق كنيم.مترجم.