مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٩٣ - استوارى و عدم اختلاف در اسلوب
(١)-شما
براى اين كه اين حقيقت را بهتر و بيشتر لمس كنيد اين كتابهاى به اصطلاح
آسمانى را مورد بررسى قرار دهيد،در نخستين مرحله،تناقض و تضاد مطالب،اضطراب
و تشويش اسلوب نارسايى اثبات مقاصد،گسستگى و بريدگى جمل و آيات جلب توجه
مىكند .اگر تنها تناقضاتى را كه در محتويات عهدين وجود دارد ملاحظه نماييم
چهرهء حقيقت براى ما تجلى كرده و حق و باطل را از هم تميز مىدهيم.براى
روشن شدن مطلب نمونههايى را از تناقضات انجيل در اينجا منعكس مىسازيم:
(٢)-١.«مسيح گفت هر كس با من نباشد بر ضرر من خواهد بود.
كسى كه در اجتماع من نباشد او با اين عمل تفرقه مىافكند».[١]
و نيز فرمود:«هر كس كه بر ضد و ضرر ما نباشد او با ما است».[٢]
٢.«روزى برخى به مسيح گفتند اى آموزگار صالح.مسيح به آنان گفت:چرا مرا صالح خواندى در صورتى كه صالح جز خدا وجود ندارد».[٣]و نيز گفت:«من همان چوپان صالح هستم...امّا
[١].متى،باب ١٢،لوقا،باب ١١.
[٢].مرقس،باب ٩،لوقا،باب ٩.
ناگفته پيدا است ميان دو كلام تناقض و اختلاف صريح وجود دارد،زيرا او در پيام اوّل افراد بىطرف را نيز بر ضد و ضرر خود دانسته،و حتما لازم مىداند كه همه با او همكارى كنند ولى در پيام ذكر افراد بىطرف را جز انصار خود مىخواند.
[٣].متى،باب ١٩،مرقس باب ١٠،لوقا،باب ١٨.غ