مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ١٦٩ - پندارهاى بىاساس پيرامون اعجاز قرآن
اگر
قرآن براى هر مطلبى بابى باز مىكرد دسترسى به اين مطالب انبوه در مدت كم
ممكن نبود و خواننده تا همهء قرآن را نمىخواند به تمام اهداف آن احاطه
پيدا نمىكرد.چه بسا موانعى او را از خواندن تمام قرآن بازمىداشت و در اين
صورت جز از يكى دو باب آن استفاده نمىنمود.
(١)-به راستى همين مطلب كه قرآن از موضوعى به موضوع ديگر منتقل مىگردد؛يكى
از امتيازات اسلوب قرآن است كه به آن زيبايى و درخشندگى مىبخشد و انتقال
از موضوعى به موضوع ديگر با حفظ ارتباط در كلام،انجام مىگيرد و مطالب،آن
چنان به رشتهء بيان كشيده شده كه گويا هر جملهاى از آن درّ شاهوارى است كه
از مجموع آن گردنبند زيبايى تشكيل شده است.
اما چه مىتوان كرد عداوت با اسلام بر چشم و گوش اين ايراد كننده پرده افكنده است تا آنجا كه زيبا را زشت و زشت را زيبا مىبيند.
گذشته از اين برخى از داستانهاى قرآن روى علل و جهاتى در قرآن تكرار شده و
اگر تمام آيات مربوط به يك داستان در يك جا گرد آيند؛هدفى كه در تكرار اين
داستانها است منتفى مىگردد.