مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ١٩٣ - نخستين دليل منكران معجزه
ممكن است[١]از نفى يك چنين جمع يكى از سه احتمال زير اراده شده باشد:
(١)-الف:نفى مطلق معجزه،يعنى چون امتهاى گذشته، معجزههاى پيامبران را
تكذيب كردند ما اساسا معجزهاى در اختيار پيامبر اسلام نگذارديم و لازم
چنين نفى مطلق كه در اصطلاح علمى به آن نفى«جنس»مىگويند اين است كه حتى
معجزهاى كه حاكى از صدق و راستگويى او باشد،و سند و دليل ادعاى او بشمار
رود، براى او نفرستاده است.
اين احتمال به طور مسلم باطل است،زيرا برانگيختن پيامبرى و اعزام شخصى براى
هدايت مردم بدون دادن كوچكترين مدرك و دليلى به دست او كه مقامى را كه از
جانب خدا ادعا مىكند،ثابت نمايد،كار لغو و بيهودهاى مىباشد و الزام
مردم به اين كه از چنين فردى كه دليلى بر رسالت او در ظاهر نيست،پيروى
نمايند تكليف غير معقول خواهد بود.
(٢)-ب:نفى مجموع معجزات:يعنى از آنجا كه امتهاى گذشته،به معجزات پيامبران
خود انكار ورزيدند،و مشابهتى ميان آنها و مشركان وجود دارد،ما مجموع و تمام
معجزاتى را كه تا كنون در
[١].در احتمال اول،الف و لام براى نفى جنس است،و در احتمال دوم نفى مجموع آيهها و معجزهها است،و در سومى،الف و لام براى اشاره به برخى از مصاديق مىباشد.مترجم.