مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ١٦٦ - پندارهاى بىاساس پيرامون اعجاز قرآن
شناسايى مفردات آن دچار ترديد شويم،و احتمال مىدهيم كلمهاى از روى سهو و يا عمد از آيات آن افتاده و يا بر آن افزوده شده باشد.
در اين صورت،گواهى دو گواه براى بر طرف ساختن اين نوع ترديد بوده است.[١]
گذشته از اين،ناتوانى بشر از اين كه مانند سورههاى قرآن بياورد ملازم با
آن نيست كه از آوردن جملهاى يا عبارتى مانند يكى از آيههاى آن ناتوان
باشد،زيرا معارضه با قرآن در يك آيه ممكن است.
و مسلمانان هرگز ادعا نكردهاند كه مقابله با يك جمله و يا آيهاى از
جملهها و آيههاى قرآن امكان ندارد و قرآن نيز در مقام تحدّى، معارضه با
يك آيه و يا يك جمله را يادآور نشده است.[٢]
(١)-ثانيا:اخبار و احاديثى كه حاكى است كه قرآن در زمان خلافت ابى بكر به
گواهى دو نفر از صحابه پيامبر جمع و تدوين گرديده است از روايات آحادى است
كه در اين موارد سنديت ندارد.
(٢)-ثالثا:اين روايات با آن دسته از اخبار و احاديثى كه حاكى
[١].در روايات جمعآورى قرآن،شواهدى وجود دارد كه اين نوع روايات مربوط به لهجه و تشخيص نحوهء تلفظ مفردات قرآن بوده است،زيرا قبايل عرب بسان زبانهاى ديگر جهان داراى لهجهها و تلفظهاى مختلفى بودند.مترجم.
[٢].از اين نظر گردآورندگان براى طلب اطمينان و يقين بيشتر احتمال مىدادند كه برخى از جملههاى فصيح و بليغ زبان عرب از روى عمد و يا سهو جزو سورهاى گردد،و براى دفع اين نوع احتمال هيچ آيهاى را بدون گواهى دو نفر ضبط نمىكردند.مترجمغ