مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ١٥٦ - پندارهاى بىاساس پيرامون اعجاز قرآن
همان
طور كه نور چراغ تنها در صورتى است كه امواج«الكتريسيته»از طريق سيمها به
آن برسد،و در تمام لحظات اين نياز ادامه دارد،و اگر يك لحظه هم سيم ارتباط
قطع گردد فورا خاموش خواهد شد، همچنين موجودات جهان هستى در ارتباط خود با
آفريدگار،چنين حالى را دارند.و تمام آنها به سان لامپهاى برق در هر لحظه
فيض وجود را از خداوند گرفته،و در تمام حالات اعم از آغاز آفرينش و يا
ادامهء وجود به خالق و رحمت وسيع او كه بر همهء ممكنات سايه افكنده است
نيازمند مىباشند و اگر يك لحظه فيض وجود از مقام ربوبى قطع گردد،طومار
هستى جهان در هم پيچيده مىشود.[١]
(١)-از اين مقدمات نتيجه مىگيريم كه هر دو نظريه معروف(جبر و تفويض)در
اعمال انسان بىاساس است بلكه افعال او هميشه حد وسطى ميان جبر و تفويض
مىباشد،يعنى نه صددرصد مربوط به خدا است كه اصلا ارتباطى به انسان نداشته
باشد،و نه به تمام معنى فعل بشر است كه در ايجاد آن،به خدا نيازى نباشد
بلكه رنگى از هر دو دارد،زيرا او اگر چه از روى اختيار و اراده عملى را
انجام مىدهد و يا ترك مىگويد،ولى انجام آن بدون يك سلسله مقدمات كه از
[١].به عبارت ديگر همان طور كه در آغاز آفرينش طرد عدم از ناحيه ماهيت ممكن به مؤثر محتاج است،همچنين طرد عدم در بقاى ممكن،بدون علت مؤثر صورت نخواهد پذيرفت.مترجم.