مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ١٩٦ - نخستين دليل منكران معجزه
سند صدق ادعاى مدعى است؛حكمت الهى ايجاب مىكند كه براى يك چنين هدف عالى معجزههايى در اختيار پيامبران بگذارد.
٢.تمايلات مردم به ديدن معجزههايى آن هم پس از آن كه حجت براى آنها از طريق ديگر(معجزههاى ديگر)تمام شده است.
در صورت نخست اگر مقتضى براى فرستادن معجزه،ارشاد و هدايت مردم
باشد،هرگز«تكذيب»مردم مانع از ارسال آن نخواهد بود زيرا تصور نمىشود
هيچگونه مانعى در راه چنين هدفى وجود داشته باشد.
گذشته از اين اگر تكذيب مردم مانع از صدور معجزه باشد بايد مانع از اعزام خود پيامبر نيز گردد.
از اين نتيجه مىگيريم كه آيه مورد بحث كه«تكذيب»را مانع براى صدور معجزه
مىشمارد ناظر به اين صورت نيست(معجزههايى كه ابتدائا براى اثبات راستگويى
مدعى نبوت ارسال مىشود)ناچار بايد گفت كه آيه ناظر به صورت دوم است يعنى
آنجا كه حجت براى مردم از طرق ديگر تمام شده است،مع الوصف گروهى خواهان
معجزات ديگر مىباشند و متمايلند كه از مدعى نبوت معجزههاى مورد علاقه
آنها صادر گردد.ناگفته پيداست اين گروه زايد بر آن اندازهاى كه حجت بر
آنها تمام شود،معجزه مىخواستند در صورتى كه آنچه مقتضاى لطف و حكمت الهى
است؛اين است كه معجزاتى