مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ١٩٨ - نخستين دليل منكران معجزه
جنبهء
ابتدايى داشته باشد،هدف از آن جز اثبات ادعاى پيامبر نيست،و اگر مردم به
تكذيب آن برخيزند بالاتر از تكذيب خود پيامبر نخواهد بود.ولى اگر معجزه به
پيشنهاد اشخاص صورت پذيرد يعنى پس از آن كه حجت بر پيشنهاد كننده از طريق
معجزههاى ابتدايى تمام شود ولى او به آنها قانع نگردد،و باز خواستار
معجزهء ديگرى شود،يك چنين پيشنهاد،و درخواست معجزهاى در اين زمينه، كاشف
از لجاجت شخص پيشنهاد كننده مىباشد.اگر طلب معجزه براى هدايت،و كشف حقيقت
بود،به همان معجزهء ابتدايى اكتفا مىورزيد و بار ديگر معجزه نمىطلبيد.
گذشته از اين،معنى پيشنهاد معجزه اين است كه پيشنهاد كننده ملتزم مىشود كه
اگر معجزه مورد درخواست او را بياورد،به نبوت او ايمان خواهد آورد،حالا
اگر او پس از ديدن معجزههاى مورد نظر خود،به تكذيب آنها برخيزد لازمهء اين
تكذيب،استهزا و به باد مسخره گرفتن پيامبر و آيينى است كه او،دعوت به آن
مىكند،و معجزهاى كه از او درخواست مىنمايد.[١]
براى اين كه تكذيب اين دسته از معجزات،زمينه را براى نزول عذاب آماده مىسازد؛خداوند اين دسته از معجزات را در آخر آيه
[١].دليل اساسى اين مطلب كه تكذيب معجزههاى مورد درخواست،موجب نزول عذاب مىشود آياتى است كه بعدا نقل و بررسى مىشود،و آنچه در اينجا بيان شده يك نوع تأييد و تعليل عقلى مىباشد.مترجم.