مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ١٥٨ - پندارهاى بىاساس پيرامون اعجاز قرآن
اگر
روزى پزشك،دست فلج اين شخص را براى آزمايش به نيروى برق متصل نمود و او نيز
از اين امكان و قدرت موقت،استفاده نمود، و دست خود را به هر سو كه مورد
خواست او بود حركت داد و به انجام كارهايى موفق گرديد،جاى گفتگو نيست كه
اين نوع «تحريك»(حركت دادن دست موقع اتصال نيروى برق)مصداق روشن «امر بين
الامرين»است و هرگز نمىتوان او را در انجام آن مستقل دانست،زيرا اين كار
در پرتو رساندن نيروى برق انجام گرفته است، و نمىتوان گفت صد در صد مربوط
به پزشك است زيرا او از روى اراده و اختيار دست خود را به هر سو كه
مىخواست،حركت داد،و پزشك تنها در او ايجاد نيرو و قدرت نمود.
بنابراين،شخص مزبور در حركت دادن دست مجبور نيست، زيرا فرض اين است كه او
از روى اراده اين كار را انجام داده،همان طور كه همه كار مستند به او
نيست،زيرا همهء مبادى و مقدمات به او واگذار نشده و هر لحظه بايد كمك از
جاى ديگر برسد.
اين مثال روشنگر حقيقت فعل اختيارى انسان است و كليه كارهايى كه از فاعل
مختار(انسان)سر مىزند همگى از اين نوع مىباشند زيرا درست است كه كار با
اراده و خواست فاعل صورت مىگيرد ولى او چيزى را اراده نمىكند مگر به مشيت
و اراده خدا،كه مقدماتى را در اختيار او گذارده است.
(١)-اين حقيقت از مجموع آياتى كه درباره افعال انسان وارد شده