احكام حج - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٨ - 3- چگونگى حجّ پيامبر صلى الله عليه و آله
ظهر، عصر، مغرب، عشاء و صبح را بگزارد و همراه مردم برفت. پس مردم قريش از مزدلفه افاضه (كوچ) مىكردند و نمىگذاشتند مردم از آنجا افاضه كنند. پس پيامبر صلى الله عليه و آله روى آورد در حالى كه مردم قريش اميدوار بودند پيامبر از همانجايى افاضه كند كه آنها افاضه مىكردند. پس خداوند بر پيامبر اين آيه را نازل كرد: ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ، يعنى افاضه ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و پيشينيان ايشان.
پس هنگامى كه قريش ديدند كجاوه پيامبر صلى الله عليه و آله رفت، چيزى در دلشان پديد آمد، زيرا اميدوار بودند پيامبر از مكان ايشان افاضه كنند، تا به «نمره» رسيدند كه روبه روى اراك در دل عرفه قرار دارد. پس خيمه حضرت صلى الله عليه و آله برپا شد و مردم نيز خيمههايشان را در همانجا زدند. چون خورشيد به زوال رسيد (ظهر شد) پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خارج شد و قريش همراه او، در حاليكه غسل كرده بود، و تلبيه را قطع نمود و در مسجد بايستاد، و مردم را پند داد، امر و نهيشان كرد، سپس نماز ظهر و عصر را با يك اذان و دو اقامه بپاداشت.
سپس به موقف (محل وقوف در عرفات) رفت و درنگ كرد پس مردم از هم پيشى مىگرفتند تا اطراف محل توقّف شتر پيامبر را به عنوان موقف برگزينند. پيامبر شتر خود را كنار بُرد، مردم همان كار را انجام دادند، سپس حضرت فرمود: «اى مردم! تمام اين مكان موقف است» و با دست خود موقف را به مردم نشان داد. پس مردم پراكنده شدند، و همين كار را در مزدلفه نيز كرد. پس وقوف كرد تا خورشيد غروب كرد، و بدنبال آن افاضه كرد و مردم را به آرامش خواند تا اينكه به مزدلفه رسيد كه همان مشعر الحرام است. حضرت با يك اذان و دو اقامه نماز مغرب و عشا را بخواند، و در آنجا اقامت كرد تا نماز صبح را بگزارد، و ضعيفان بنىهاشم را در شب به شتاب واداشت و بديشان دستور داد تا خورشيد طلوع نكرده رمى جمره (جمره