احكام حج - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٠ - برخى از مكروهات احرام
وَأَنْتَهِي فِيْهِ إِلى مَا أَمَرَنِي، الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي قَصَدْتُهُ فَبَلَّغَنِي، وَأَرَدْتُهُ فَأَعَانَنِي، وَقَبِلَنِي وَلَمْ يَقْطَعْ بِي، وَوَجْهَهُ أَرَدْتُ فَسَلَّمَنِي فَهَوَ حِصْنِي وَكَهْفِي وَحِرْزِي وَظَهْرِي وَمَلاذِي وَرَجَائِي وَمَنْجَايَ وَذُخْرِي وَعُدَّتِي فِي شِدَّتِي وَرَخَائِي» [١].
برخى از مكروهات احرام:
١- مُحرم شدن در جامه سياه.
٢- مُحرم شدن در جامه رنگين.
٣- خوابيدن بر هر آنچه كه احرام در آن مكروه است، مانند: خوابيدن در بستر سياه.
٤- مُحرم شدن در جامه چركين.
٥- استفاده از حنا.
٦- استحمام.
٧- پاسخ دادن مُحرِم به كسى كه او را مىخواند با گفتن كلمه (لبّيك).
٨- كُشتى گرفتن.
٩- سرودن شعر، مگر آنكه در آن پندى باشد يا در مدح و يا رثاى پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام او باشد.
١٠- هر كارى كه به سبب آن احتمال مىرود كه زخمى براى مُحرِم پيش آيد يا مويى از بدن او بر زمين افتد.
[١] - «سپاس خداى را كه به من روزى داد آنچه را بدان شرمگاه خود را بپوشانم، و در آن واجب خويش را بجاى آرم، و خدايم را بپرستم، و بدانجا روم كه فرمانم داده. سپاس مر خداى را كه آهنگش كردم و او مرا رساند، و خواستمش پس ياريم داد، و مرا پذيرفت و مرا از خويش محروم نساخت. خواستم پس به من داد پس اوست سنگر، امان، پناهگاه، پشتيبان، اميد، گريزگاه و ذخيره و عُدّه من به هنگام سختى و آسانى.»