توضيح المسائل - تبريزى، ميرزا جواد - الصفحة ٤٠٨
(مسأله ٢٣٢٩) اگر كسى بدون اجازه بدهكار ضامن شود كه بدهى او را بدهد، نمىتواند چيزى از او بگيرد.
(مسأله ٢٣٣٠) اگر كسى با اجازه بدهكار ضامن شود كه بدهى او را بدهد، مىتواند مقدارى را كه ضامن شده پس از دادن از او مطالبه نمايد ولى اگر بجاى جنسى كه بدهكار بوده جنس ديگرى به طلبكار او بدهد، نمىتواند چيزى را كه داده از او مطالبه نمايد، مثلا اگر ده من گندم بدهكار باشد و ضامن ده من برنج بدهد، نمىتواند برنج را از او مطالبه نمايد ولى ظاهر آنست كه ده من گندم را مىتواند مطالبه كند، اما اگر خودش راضى شود كه برنج بدهد اشكال ندارد.
احكام كفالت (مسأله ٢٣٣١) كفالت آنست كه انسان متعهد شود كه هر وقت طلبكار بدهكار را خواست، بدست او بدهد و به كسى كه اين طور متعهد مىشود كفيل مىگويند.
(مسأله ٢٣٣٢) كفالت در صورتى صحيح است كه كفيل به هر لفظى اگر چه عربى نباشد يا به عملى به طلبكار بفهماند كه من متعهدم هر وقت بدهكار خود را بخواهى بدست تو بدهم و طلبكار هم قبول نمايد.
(مسأله ٢٣٣٣) كفيل بايد مكلف و عاقل باشد و او را در كفالت مجبور نكرده باشند و بتواند كسى را كه كفيل او شده حاضر نمايد.
(مسأله ٢٣٣٤) يكى از پنج چيز، كفالت را به هم مىزند: (اول) كفيل، بدهكار را به دست طلبكار بدهد. (دوم) طلب طلبكار داده شود. (سوم) طلبكار از طلب خود بگذرد. (چهارم) بدهكار بميرد. (پنجم) طلبكار كفيل را از كفالت آزاد كند.