توضيح المسائل - تبريزى، ميرزا جواد - الصفحة ٣٤٩
(مسأله ٢٠٢٣) اگر طفل شيعهاى فقير باشد، انسان مىتواند فطره را به مصرف او برساند، يا بواسطه دادن بولى ملك طفل نمايد.
(مسأله ٢٠٢٤) فقيرى كه فطره به او مىدهند، لازم نيست عادل باشد ولى احتياط واجب آن است كه به شرابخوار و بىنماز و كسى كه آشكارا معصيت مىكند براى أمر او به معروف و نهى از منكر فطره ندهند.
(مسأله ٢٠٢٥) به كسى كه فطره را در معصيت مصرف مىكند نبايد فطره بدهند.
(مسأله ٢٠٢٦) احتياط واجب آن است كه به يك فقير كمتر از يك صاع كه تقريبا سه كيلو است فطره ندهند، ولى اگر بيشتر بدهند اشكال ندارد.
(مسأله ٢٠٢٧) اگر از جنسى كه قيمتش دو برابر قيمت معمولى آن است مثلا از گندمى كه قيمت آن دو برابر قيمت گندم معمولى است، نصف صاع كه معناى آن در مسأله پيش گفته شد بدهد كافى نيست. بلكه اگر آن را به قصد قيمت فطره هم بدهد اشكال (احتياط واجب صحيح نيست) دارد.
(مسأله ٢٠٢٨) انسان نمىتواند نصف صاع را از يك جنس مثلا گندم و نصف ديگر آن را از جنس ديگر مثلا جو بدهد، بلكه اگر آن را به قصد قيمت فطره هم بدهد اشكال (احتياط واجب صحيح نيست) دارد.
(مسأله ٢٠٢٩) مستحب است در دادن زكات فطره، خويشان فقير خود را بر ديگران مقدم دارد و بعد همسايگان فقير را، بعد اهل علم فقير را ولى اگر ديگران از جهتى برترى داشته باشند، مستحب است آنها را مقدم بدارد.
(مسأله ٢٠٣٠) اگر انسان به خيال اين كه كسى فقير است به او فطره بدهد و بعد بفهمد فقير نبوده، چنانچه مالى را كه به او داده از بين نرفته باشد، بايد پس بگيرد و به مستحق بدهد، و اگر نتواند بگيرد، بايد از مال خودش فطره را بدهد، و اگر از بين رفته باشد، در صورتى كه گيرنده فطره مىدانسته آنچه را كه گرفته فطره است، بايد عوض آن را بدهد و اگر نمىدانسته، دادن عوض بر او واجب نيست و انسان بايد دوباره فطره را بدهد.
(مسأله ٢٠٣١) اگر كسى بگويد فقيرم، مىشود به او فطره داد، ولى اگر بداند