توضيح المسائل - تبريزى، ميرزا جواد - الصفحة ٤١٨
بعد از خواندن عقد اجازه نمايند، عقد صحيح است و بهتر آنست كه دوباره عقد را بخوانند.
(مسأله ٢٣٨٤) پدر و جد پدرى مىتوانند براى فرزند پسر يا دختر نا بالغ يا ديوانه خود كه با حال ديوانگى بالغ شده است ازدواج كنند، و بعد از آن كه آن طفل بالغ شد، يا ديوانه عاقل گرديد، اگر ازدواجى كه براى او كردهاند مفسدهاى نداشته، نمىتواند آن را به هم بزند و اگر مفسدهاى داشته، مىتواند آن را امضا يا رد نمايد ولى در صورتى كه دختر و پسر نا بالغ را پدرانشان به يكديگر تزويج كنند چنانچه پس از بلوغشان اجازه نكنند احتياط (واجب) به طلاق ترك نشود.
(مسأله ٢٣٨٥) دخترى كه به حد بلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد، اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد بايد از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد. و اجازه مادر و برادر لازم نيست و پدر نيز مىتواند با رعايت مصلحت دختر او را شوهر دهد.
(مسأله ٢٣٨٦) اگر دختر باكره نباشد يا اين كه باكره باشد ولى اجازه گرفتن از پدر و جد پدرى به جهت غائب بودن يا غير آن ممكن نباشد، و دختر حاجت به شوهر كردن داشته باشد اجازه پدر و جد لازم نيست.
(مسأله ٢٣٨٧) اگر پدر، يا جد پدرى براى پسر نا بالغ خود زن بگيرد پسر بايد بعد از بالغ شدن خرج آن زن را بدهد.
(مسأله ٢٣٨٨) اگر پدر، يا جد پدرى براى پسر نا بالغ خود زن بگيرد چنانچه پسر در موقع عقد مالى داشته، مديون مهر زن است و اگر در موقع عقد مالى نداشته پدر يا جد او بايد مهر زن را بدهد.
عيبهائى كه بواسطه آنها مىشود عقد را به هم زد (مسأله ٢٣٨٩) اگر مرد بعد از عقد بفهمد كه زن يكى از اين هفت عيب را