توضيح المسائل - تبريزى، ميرزا جواد - الصفحة ٢٩٦
احكام روزه قضا (مسأله ١٧٠٣) اگر ديوانه عاقل شود، واجب نيست روزههاى وقتى را كه ديوانه بوده قضا نمايد.
(مسأله ١٧٠٤) اگر كافر مسلمان شود، واجب نيست روزههاى وقتى كه كافر بوده قضا نمايد، ولى اگر مسلمانى كافر شود و دوباره مسلمان گردد، روزههاى وقتى را كه كافر بوده بايد قضا نمايد.
(مسأله ١٧٠٥) روزهاى كه از انسان بواسطه مستى فوت شده، بايد قضا نمايد، اگر چه چيزى را كه بواسطه آن مست شده، براى معالجه خورده باشد.
(مسأله ١٧٠٦) اگر براى عذرى چند روز روزه نگيرد، و بعد شك كند كه چه وقت عذر او بر طرف شده، واجب نيست مقدار بيشترى را كه احتمال مىدهد روزه نگرفته، قضا نمايد، مثلا كسى كه پيش از ماه رمضان مسافرت كرده و نمىداند پنجم رمضان از سفر برگشته يا ششم، و يا اين كه مثلا در آخرهاى ماه رمضان مسافرت كرده و بعد از رمضان برگشته و نمىداند كه بيست و پنجم رمضان مسافرت كرده يا بيست و ششم، در هر دو صورت مىتواند مقدار كمتر يعنى پنج روز را قضا كند، اگر چه احتياط مستحب آنست كه مقدار بيشتر يعنى شش روز را قضا نمايد.
(مسأله ١٧٠٧) اگر از چند ماه رمضان روزه قضا داشته باشد، قضاى هر كدام را كه اول بگيرد مانعى ندارد، ولى اگر وقت قضاى رمضان آخر تنگ باشد مثلا پنج روز از رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم بر رمضان مانده باشد بهتر آنست كه اول قضاى رمضان آخر را بگيرد.
(مسأله ١٧٠٨) اگر قضاى روزه چند ماه رمضان بر او واجب باشد، و در نيت معين نكند روزهاى را كه مىگيرد قضاى كدام ماه رمضان است قضاى سال آخرى حساب نمىشود.