توضيح المسائل - تبريزى، ميرزا جواد - الصفحة ٢٣١
(مسأله ١٢٩٣) كسى كه در سفر در اختيار ديگرى است مانند نوكرى كه با آقاى خود مسافرت مىكند، چنانچه بداند سفر او هشت فرسخ است، بايد نماز را شكسته بخواند، و اگر نداند، نماز را تمام بجا آورد، و پرسيدن لازم نيست.
(مسأله ١٢٩٤) كسى كه در سفر در اختيار ديگرى است، اگر بداند يا گمان داشته باشد كه پيش از رسيدن به چهار فرسخ از او جدا مىشود بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله ١٢٩٥) كسى كه در سفر در اختيار ديگرى است، اگر شك دارد كه پيش از رسيدن به چهار فرسخ از او جدا مىشود يا نه، بايد نماز را تمام بخواند، ولى چنانچه احتمال جدا شدن او در نظر مردم بجا نباشد، بايد نماز را شكسته بخواند.
شرط سوم - آن كه در بين راه از قصد خود برنگردد، پس اگر پيش از رسيدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد، يا مردد شود، بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله ١٢٩٦) اگر بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود، چنانچه تصميم داشته باشد كه همانجا بماند يا بعد از ده روز برگردد يا در برگشتن و ماندن مردد باشد، بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله ١٢٩٧) اگر بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود، و تصميم داشته باشد كه برگردد، بايد نماز را شكسته بخواند، اگر چه بخواهد كمتر از ده روز در آنجا بماند.
(مسأله ١٢٩٨) اگر براى رفتن به محلى كه هشت فرسخ است حركت كند و بعد از رفتن مقدارى از راه، بخواهد جاى ديگرى برود، چنانچه از محل اولى كه حركت كرده تا جائى كه مىخواهد برود، هشت فرسخ باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله ١٢٩٩) اگر بعد از آن كه چهار فرسخ رفت مردد شود كه بقيه هشت فرسخ را برود يا بدون اين كه ده روز در جائى بماند به محل خود برگردد، چه در موقعى