تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٦ - نكتهها
نور آفتاب به حد كافى بهره گيرد و آن چنان رشد و نمو كند كه) ميوه خود را دو چندان دهد" (وَ مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَيْنِ).
سپس مىافزايد:" و اگر باران درشتى بر آن نبارد لا اقل بارانهاى ريز و شبنم بر آن مىبارد" و باز هم ميوه و ثمر مىدهد و شاداب و با طراوت است (فَإِنْ لَمْ يُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌ). [١] و در پايان مىفرمايد:" خداوند به آنچه انجام مىدهيد آگاه است" (وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ).
او مىداند آيا انفاق انگيزه الهى دارد يا رياكارانه است، آميخته با منت و آزار است يا محبت و احترام.
نكتهها:
١- از جمله" لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى"، (انفاقهاى خود را با منت و آزار باطل نكنيد) استفاده مىشود كه پارهاى از اعمال ممكن است نتايج اعمال نيك را از بين ببرد و اين همان مساله احباط است كه شرح آن در ذيل آيه ٢١٧ همين سوره گذشت.
٢- تشبيه عمل رياكارانه به قطعه سنگى كه قشر نازكى از خاك روى آن را پوشانيده است بسيار گويا است زيرا افراد رياكار باطن خشن و بى ثمر خود را با چهرهاى از خير خواهى و نيكوكارى مىپوشانند و اعمالى كه هيچگونه ريشه ثابتى در وجود آنها ندارد انجام مىدهند اما حوادث زندگى به زودى پرده را كنار مىزند و باطن آنها را آشكار مىسازد.
[١]" طل" به معنى باران دانه ريز است كه گاه به صورت غبار به روى گياهان مىريزد و گاه به شبنم نيز گفته مىشود.