تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩١ - نكتهها
بيفتند و علاوه بر پرستش، آنها را در امور جهان مؤثر و سهيم بدانند اين فرصت براى يك" جبار اغفالگر" پيش مىآيد كه از سادهلوحى مردم استفاده كند و آنها را به سوى خود دعوت نمايد و خود را همچون بتى جلوه دهد كه هم او را بپرستند و هم به خالقيت او گردن نهند.
٥- تاريخچه بت پرستى: براى بت پرستى به زحمت مىتوان تاريخچهاى نشان داد و آغاز آن را تعيين نمود بلكه از قديمترين ايامى كه امروز از آن آگاهى داريم اين موضوع در ميان افراد بشر كه داراى افكارى منحط و در سطح پايين بودهاند وجود داشته است.
در حقيقت بت پرستى يك نوع تحريف در عقيده خدا پرستى است همان عقيدهاى كه جزء فطرت و سرشت انسان است و از آنجا كه اين سرشت هميشه در انسان بوده تحريف آن در ميان افراد منحط نيز هميشه وجود داشته است. و لذا مىتوان گفت تاريخ بت پرستى با تاريخ پيدايش انسان تقريبا همراه بوده است.
توضيح اينكه: انسان به مقتضاى سرشت و خلقت خويش متوجه نيروى ما فوق طبيعت بوده است اين سرشت با استدلالهاى روشنى از نظام هستى كه نشان دهنده وجود يك مبدأ عالم و قادر بوده است تاييد مىشده و انسان از اين دو طريق (سرشت و عقل) هميشه كم و بيش با آن مبدأ هستى آشنايى داشته است ولى همانطور كه اگر احساس گرسنگى كه در وجود كودك است به موقع، رهبرى نشود و غذاى سالم در اختيار او قرار نگيرد كودك دست خود را به چيزهايى مانند خاك دراز مىكند و كم كم به آن خو مىگيرد و سلامت خود را از دست مىدهد، انسان نيز اگر در مسير فطرت و عقل از نظر خداجويى رهبرى نشود رو به خدايان ساختگى و انواع بتها كرده و در برابر آنها سر تعظيم فرود مىآورد و صفات خدايى را براى آنها قائل مىشود.
از يك سو احتياج به تذكر ندارد كه افراد كوتهبين و سفيه سعى دارند همه