تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٤ - تفسير چرا تسليم حق نيستند؟
تفسير: چرا تسليم حق نيستند؟
به دنبال آيات گذشته كه سخن از محاجه و بحث و گفتگوهاى لجوجانه گروهى از اهل كتاب به ميان آورد، در اين آيات روشن مىسازد كه آنها تسليم پيشنهادهاى منطقى نبودند و انگيزههاى اين عمل و نتايج آن را نيز بازگو مىكند.
در آيه نخست مىفرمايد:" آيا مشاهده نكردى كسانى را كه بهرهاى از كتاب آسمانى داشتند و دعوت به سوى كتاب الهى شدند تا در ميان آنها داورى كند ولى عدهاى از آنها روى گردانيدند و از قبول حق اعراض نمودند" اين در حالى بود كه كتاب آسمانى آنها حكم الهى را بازگو كرده بود و آنها از آن آگاهى داشتند (أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُدْعَوْنَ إِلى كِتابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ).
آرى آنها به همان حكم موجود در كتاب مذهبى خويش نيز گردن نمىنهادند و با بهانهجويى و مطالب بى اساس از اجراى حدود الهى سرپيچى مىكردند.
ضمنا از جمله" أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ" بر مىآيد كه تورات (و انجيلى) كه در دست يهود و نصارى در آن عصر بود، تمام تورات و انجيل اصلى نبود، بلكه تنها قسمتى از آن بود احتمالا و قسمت بيشتر از اين دو كتاب آسمانى، از ميان رفته يا تحريف شده بود.
آيات ديگرى از قرآن مجيد نيز اين معنى را تاييد مىكند و شواهد و علايم تاريخى نيز مؤيد آن است كه اينجا جاى شرح آن نيست.