تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٤ - تفسير تنظيم اسناد تجارى در طولانىترين آيه قرآن
و اهل سنت به خاطر دلائل ديگر، استحباب آن است. (يا اينكه امر جنبه ارشادى و راهنمايى براى پيشگيرى از نزاع و درگيرى دارد) از آيه بعد كه مىفرمايد: (فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ):" اگر به يكديگر اطمينان داشته باشيد آن كس كه حقى بر گردن او است بايد به موقع حق را بپردازد (گو اينكه نوشتهاى در كار نباشد)" استفاده مىشود كه اين حكم مربوط به جايى است كه اطمينان كامل در بين نباشد و احتمال بروز اختلافاتى باشد.
اين نكته نيز قابل ملاحظه است كه عدالت در عبارت فوق، وصفى براى كتابت است، ولى از آن معلوم مىشود كه بايد نويسنده عادل باشد تا نوشتنش از روى عدالت صورت گيرد.
٤-" كسى كه قدرت بر نويسندگى دارد نبايد از نوشتن خوددارى كند و همانطور كه خدا به او تعليم داده است بايد بنويسد" (وَ لا يَأْبَ كاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ).
يعنى به پاس اين موهبتى كه خدا به او داده نبايد از نوشتن قرارداد شانه خالى كند، بلكه بايد طرفين معامله را در اين امر مهم كمك نمايد (مخصوصا در محيطهايى مانند محيط نزول آيه كه افراد با سواد كم باشند).
جمله" كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ" مطابق تفسير فوق، براى تاكيد و تشويق بيشتر است ولى احتمال دارد كه اشاره به حكم ديگرى باشد، و آن رعايت نهايت امانت در نوشتن است، يعنى آن چنان كه خدا به او تعليم داده، سند را دقيقا تنظيم نمايد.
آيا قبول دعوت براى تنظيم اسناد وجوب عينى دارد؟ مسلما نه، زيرا با انجام بعضى از ديگران ساقط مىشود، به همين دليل بعضى از فقهاء حكم به وجوب كفايى آن كردهاند ولى بسيارى گفتهاند كه اين كار نيز مستحبّ است و نوعى تعاون" بالبر و التقوى" (كمك در انجام نيكىها) محسوب مىشود، و از جملههاى آينده اين آيه نيز ممكن است پارهاى از شواهد بر استحباب به دست آورد، ولى به هر حال