تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٧ - تفسير انتظار بيجا و نامعقول
اين امر محال است، و اگر هم ممكن بود نيازى به آن نبود.
٢- منظور اين است كه آيا آنها با اين لجاجت در عدم ايمان در انتظار اين هستند كه فرمان عذاب الهى و فرشتگان عذاب فرا رسند و آنها را ريشه كن سازند.
٣- منظور اين است كه آيا آنها با اين كار خود در انتظارند كه قيامت بر پا شود و فرمان عذاب همراه فرشتگان الهى فرا رسد و به حساب همگى رسيدگى گردد، و به كيفر خود گرفتار شوند [١] تعبير به" ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ" (در سايههاى ابرهاى سفيد) بنا بر تفسير دوم و سوم- به گفته بسيارى از مفسران- اشاره به اين است كه عذاب الهى بطور ناگهانى همچون ابرها بر سر آنها سايهافكن مىشود و مخصوصا از آنجا كه انسان با مشاهده ابر انتظار ريزش باران رحمت را دارد، هنگامى كه عذابى به صورت صاعقه و مانند آن از آن فرود آيد دردناكتر است (توجه داشته باشيد كه عذاب بعضى از اقوام پيشين نيز به صورت صاعقههايى بود كه از ابرها فرود آمد) [٢] اما بنا بر تفسير اول ممكن است اشاره به عقيده خرافى كفار باشد كه گمان مىكردند خداوند گاهى از آسمان نازل مىشود، در حالى كه ابرها بر او سايهافكن مىباشند. [٣] و در پايان آيه، مىفرمايد:" و همه كارها به سوى خدا باز مىگردد" (وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ).
امور مربوط به ارسال پيامبران و نزول كتابهاى آسمانى و تبيين حقايق بازگشت به او مىكند همانگونه كه امر حساب و مجازات و كيفر و پاداش به او باز مىگردد.
[١] در تفسير اول تقديرى نيست و در تفسير دوم و سوم كلمه" امر" قبل از" اللَّه" بايد تقدير گرفته شود.
[٢] و [٣] به آيه ١٨٩ سوره شعراء و تفسير آن در جلد ١٥" تفسير نمونه" مراجعه شود.