تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٤ - نكتهها
بلند و شبها، كوتاه مىشود تا اول تابستان، سپس به عكس، شبها بلند و روزها كوتاه مىشود و تا اول زمستان ادامه دارد. اما در بلاد جنوبى (نقاط پايين خط استوا) درست به عكس است.
بنا بر اين، خداوند دائما، شب و روز را در يكديگر داخل مىكند، يعنى از يكى كاسته به ديگرى مىافزايد.
ممكن است گفته شود كه در خط حقيقى استوا و همچنين در نقطه اصلى قطب شمال و جنوب، شب و روز در تمام سال مساوى هستند و هيچگونه تغييرى پيدا نمىكند، شب و روز در خط استوا در تمام سال هر كدام دوازده ساعت و در نقطه قطب در تمام سال، يك شب ٦ ماهه و يك روز به همان اندازه است، بنا بر اين آيه جنبه عمومى ندارد.
در پاسخ اين سؤال بايد گفت: خط استواى حقيقى، يك خط موهوم بيش نيست و هميشه زندگى واقعى مردم يا اين طرف خط استوا است يا آن طرف، و همچنين نقطه قطب، نقطه بسيار كوچكى بيش نيست و زندگى ساكنان مناطق قطبى (اگر ساكنانى داشته باشد) حتما در مكانى وسيعتر از نقطه حقيقى قطب است، بنا بر اين هر دو دسته اختلاف شب و روز دارند.
آيه ممكن است علاوه بر معنى فوق، معنى ديگرى را هم در بر داشته باشد و آن اينكه شب و روز در كره زمين به خاطر وجود طبقات" جو" در اطراف اين كره به صورت ناگهانى ايجاد نمىشود، بلكه روز، به تدريج از فجر و فلق شروع شده و گسترده مىگردد و شب از شفق و سرخى طرف مشرق به هنگام غروب آغاز، و تدريجا تاريكى همه جا را مىگيرد.
تدريجى بودن تغيير شب و روز به هر معنى كه باشد آثار سودمندى در زندگانى انسان و موجودات كره زمين دارد، زيرا پرورش گياهان و بسيارى از جانداران در پرتو نور و حرارت تدريجى آفتاب صورت مىگيرد، به اين معنى كه از